روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٥ - ترجمه
ايشان چشم روشن كرد.
فاطمه [١]رسول [٢]را گفت:يا رسول اللّه!آن شب كه مرا به اين جا آوردى،زنانى را ديدم كه به جمال ايشان و صورت ايشان هرگز هيچكس را نديدم و ايشان بر شكل زنان دنيا نبودند.رسول-عليه السّلام-گفت:ايشان حور العين بودند كه خداى تعالى به عرس تو فرستاد ايشان را،و كرامت تو را،و كرامت شوهر تو را.
ايشان در اين بودند [٣]،كسى آمد و گفت:يا رسول اللّه!زنان قريش به تهنيت مىآيند با حلّهها و حليها.رسول-عليه السّلام-انديشه كرد،گفت:همين ساعت اين زنان درآيند آراسته با حلّهها و اين[١٣٤-پ]دخترك ايشان را بيند و بازماند.بار خدايا!حلّهاى فرست براى فاطمه كه ايشان مانند آن نديده باشند تا شماتت نكنند.
جبريل آمد و براى او حلّهاى آورد از بهشت كه قيمت او هرچه در دنيا [٤]ندانستند.
فاطمه آن حلّه در پوشيد و بنشست و ايشان در آمدند،چون آن حلّه ديدند متحيّر بماندند گفتند:يا فاطمه!اين حلّه از كجا آوردهاى [٥]كه همانا كه در دنيا [٦]نباشد و ما نديدهايم و نشنيده؟گفت:
هذا من عند اللّه ،[اين] [٧]از نزديك خداست.
چون اسماء بنت عميس برفت،كارى كه در خانه بود همه فاطمه را بايست كردن.يك روز خسته شد بخفت.اميرالمؤمنين به در سراى آمد و در بزد،كس جواب نداد و آواز آسيا مىآمد كه مىگرديد و گاهواره حسن على [٨]مىجنبيد.على [٩]از شكاف [١٠]در نگريد فاطمه خفته بود و آسيا مىگرديد و گاهواره مىجنبيد.عجب داشت [١١]،بيامد و رسول را بگفت،رسول گفت:
[أ ما علمت] [١٢]انّ للّه فى الارض ملائكة موكّلين بمعونة آل محمّد، خداى را تعالى فرشتگانى هستند موكل به معونت آل محمّد.
[١] .همۀ نسخه بدلها+عليها سلام.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+عليه السّلام.
[٣] .آب،آج،لب،آل،مش+كه.
[٤] .آب،آز،مش:قيمت آن در دنيا.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:از كجاست.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+چنين.
[١٢] [٧] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٨] .مش:حسن بن على.
[٩] .آج،لب،آل:اميرالمؤمنين على.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+در.
[١١] .آط،آب،آز،مش:دانست.