روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٧ - ترجمه
است في قولهم:لو كان لي مال لحججت،اگر مرا مال [١]بودى حج كردمى،يعنى كاشك [٢]مرا مال [٣]بودى تا حج كردمى.
آنگه حقتعالى در عقب اين قصّه گفت: إِنَّ فِي ذٰلِكَ -الآية،در اين كه رفت آيتى و دلالتى است. وَ مٰا كٰانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ،و بيشترينۀ ايشان ايمان نمىآرند [٤]، و خداى تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ،آنگه در قصّۀ نوح گرفت [٥]و گفت [٦]و تكذيب قوم او او را،گفت:قوم نوح پيغامبران را به دروغ داشتند.و«قوم»را هم تذكير كنند و هم تأنيث،و در آيت [٧]لفظ تأنيث گفته است.
حسن بصرى را سؤال كردند از اين آيت و آياتى كه مانند اين است.گفتند [٨]، خداى تعالى[گفت] [٩]:قوم نوح پيغامبران را [١٠][١٥١-پ]تكذيب كردند و بديشان يك پيغامبر آمد،و كذا قوله تعالى: كَذَّبَتْ عٰادٌ الْمُرْسَلِينَ [١١]،و: كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ [١٢].گفت:حقتعالى براى آن چنين فرمود گفتن كه،آنچه [١٣]پيغامبر آورد جمله آن آوردند و آن گفتند از توحيد و عدل و دعوت با راه حق،پس مكذّب يكى از ايشان مكذّب باشد جمله را.
إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ [١٤] ،چون گفت ايشان را برادر ايشان نوح [١٥]،يعنى برادر در نسب نه برادر در دين،چنان كه اميرالمؤمنين -عليه السّلام-گفت:اخواننا بغوا علينا.
أَ لاٰ تَتَّقُونَ ،از خداى نترسى [١٦]؟
[٣] [١] .همۀ نسخه بدلها:مالى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:كاشكى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:مؤمن نهاند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:با قصۀ نوح آمد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:كفر.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز+به.
[٨] .اساس:گفت،با توجّه به فحواى عبارت و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٩] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٠] .مش:پيغمبر خود را.
[١١] .سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ١٢٣.
[١٢] .سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ١٤١.
[١٣] .آط،آب،آز،مش+يك.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها+نوح.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:برادرشان نوح.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها+استفهام است بر سبيل تقريع و توبيخ.