روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٣ - ترجمه
اَلَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلىٰ عَبْدِهِ ،آن خداى كه فروفرستاد كتاب قرآن را بر بندهاش محمّد.و قرآن را براى آن«فرقان»خوانند،كه فرقكننده است ميان حقّ و باطل،و اين اسم مصدر است در جاى اسم فاعل بر طريق مبالغت،من باب قولهم:رجل عدل و صوم و فطر.و مراد به«عبد»،رسول ماست محمّد-عليه السّلام. لِيَكُونَ لِلْعٰالَمِينَ نَذِيراً ،در ضمير«يكون»خلاف كردند كه راجع با كيست؟بعضى گفتند:راجع است با رسول-عليه السّلام-يعنى تا رسول نذير جهانيان باشد،و بعضى گفتند [١]:با قرآن،تا قرآن ترسانندۀ جهانيان باشد.و مراد به«عالمين»،جنّ و انساند،چه آن نوع [٢]حيوانات كه خارجند از اينان،مكلّف نهاند و خارجند از تكليف.
اَلَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،آن خداى كه ملك و پادشاهى آسمان و زمين او راست [٣]،و نگرفت فرزندى نه بر حقيقت و نه بر مجاز بر طريق تبنّى خلاف آنكه جهودان و ترسايان و مشركان گفتند ازآنكه:عزير و مسيح پسران خدااند،و فريشتگان دختران خداىاند. وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ ،او را در ملك انبازى نيست،بل او مختصّ است به صفت الهيّت كه هيچ ذات استحقاق عبادت ندارد با او،و كس با او مشاركت نكرده است در آفريدن آسمان و زمين و آنچه در ميان آن است،خلاف آنكه جمله مشركان گفتند على اختلاف انواعهم،بل همۀ چيزها او آفريده است ازآنكه فعل مقدور اوست،و آنچه آفريده است مقدّر و به اندازه آفريده است،و ذلك قوله: وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً ،به حسب حاجت بر وفق مصلحت،چنان كه در او هيچ تفاوت و خلل و عيب نيست.
آنگه حكايت صنع مشركان كرد كه ايشان بدون او خدايان گرفتند،گفت [٤]:
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ [٥]آلِهَةً ،اين مشركان بدون او خدايانى [٦]گرفتهاند كه ايشان هيچ نتوانند آفريدن،بل آفريدهاند ايشان را و مخلوقاند،و آنكه مخلوق باشد و قدرت بر خلق آفريدن نباشد او را،او الهيّت را نشايد. وَ لاٰ يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً ،و ايشان مالك نباشند براى خود بر هيچ مضرّتى او منفعتى،نه جرّ منفعتى توانند نه دفع
[١] .همۀ نسخه بدلها+راجع است.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:انواع.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و لم يتخذ ولدا.
[٤] .آج،لب،آل:و گفتند.
[٥] .اساس:دون اللّه،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٦] .آج،لب،آل:خدايان.