روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٥ - ترجمه
عثمان عفّان [١]رسول را پرسيد كه:يا رسول اللّه!چه دعا خواندى كه خداى تعالى [٢]زنده كرد؟گفت،گفتم:
الهي انت خلقتها و انت افنيتها و انت [٣]قادر على اعادتها فاحيها [٤]يا حىّ لا اله الّا انت.
چون مردم متفرق شدند،رسول-عليه السّلام-امّ سلمه را بخواند و امّ ايمن را و سوده [٥]و حفصه [٦]و زنان مهاجر و انصار را و گفت:به كار فاطمه قيام كنى و او را بيارايى.
عائشه گفت و امّ ايمن گفت [٧]:چون در نزديك او شديم تا او را بياراييم،نورى ديديم[ميان] [٨]دو چشم او تابان.عائشه گفت و امّ ايمن گفت:چون نور آفتاب و جمالى و حشمتى [٩]كه مثل آن نديده بوديم.بنشستيم و در آراستن او گرفتيم،او جامههاى مادرش خديجه بياورد.آن جامهها در او پوشانيديم،و آن طيب كه خريده بودند [١٠]بر او مىكرديم،او گفت:مرا پارهاى طيب است من بروم و آن [١١]بيارم.آنگه برفت و پارهاى گلاب آورد كه ما هرگز چنان نشنيده بوديم [١٢]،و چيزى ديگر آورد بمانند پرهاى مرغى لطيف [١٣]هزار بار از مشك اذفر خوشتر [١٤].
امّ سلمه گفت:اين چيست يا بنت رسول اللّه؟گفت:امّا اين آب عرق رسول است[١٣٢-پ]كه در وقت گرمگاه كه او در آمدى عرق كرده،من آن عرق او بگرفتمى [١٥]،در جايى جمع مىكردم [١٦].
و امّا اين زغب:مردى به نزديك پدرم آمدى،او را دحية الكلبىّ [١٧]گفتندى،چون
[١] .آب،آز،آل،مش:عثمان بن عفّان.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+اين(آن)گوسفند را.
[٣] .اساس:انه،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٤] .آط،آج،لب،آل:فاحياها.
[٦] [٥] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٨] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:حسنى.
[١٠] .آط،آج،لب،آل،مش:خريده بوديم،آب،آز:بودم.
[١١] .مش+را.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:نديده بوديم.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها+ما گفتيم.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها+است.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها+و.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:جمع كردمى.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:دحيه كلبى.