روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣ - ترجمه
و در خبر است كه دبيرى بود رسول را-صلّى اللّه عليه و آله-نام او عبد اللّه بن [١]ابى سرح.چون اين آيت بر او دادند او مىنوشت.چون به آخر رسيد گفت: فَتَبٰارَكَ اللّٰهُ أَحْسَنُ الْخٰالِقِينَ .گفتند بنويس كه خداى چنين فرستاد او در خويشتن گفت:اگر محمّد پيغمبر است كه قرآن بر او وحى مىكنند،من نيز پيغامبرم كه اين در دل من فگندند [٢]و مرتد شد و برخاست [٣]و از مدينه بگريخت و به مكّه رفت [٤].
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذٰلِكَ لَمَيِّتُونَ ،گفت:پس شما پس از اين بميرى.اشهب العقيلىّ در شاذّ خواند:لمائتون،و مايت آن بود كه مرگش نزديك بود [٥]و نمرده باشد هنوز.و ميّت،به تشديد آن بود كه حيات رفته باشد [٦]از او.
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ تُبْعَثُونَ ،پس شما را روز قيامت زنده كنند و برانگيزند.
وَ لَقَدْ خَلَقْنٰا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرٰائِقَ ،و ما بيافريديم [٧]بالاى شما هفت راه،يعنى هفت آسمان و براى آن آسمان را طريقه [٨]خواند كه بعضى بر بالاى بعضى نهاده است و عرب هر چيزى را كه بر بالاى چيزى باشد [٩]آن را طريقه خوانند [١٠]،هر آسمان از آن طريقتى [١١]است،و جمعه طرائق.بعضى دگر گفتند:براى آن طرائق [١٢]خواند آن را كه راههاى فريشتگان است.و گفتند:اراد سبع طبقات فكلّ طبقة طريقة. وَ مٰا كُنّٰا عَنِ الْخَلْقِ غٰافِلِينَ ،و ما از خلق غافل نبودهايم گفتند از خلق آسمان.و بيشتر مفسّران گفتند:ما از جملۀ خلقان غافل نهايم بل بر احوال ايشان مطّلعيم و به افعال ايشان عالميم [١٣]تا هريكى را به سزاى خود جزا دهيم از ثواب و عقاب.و گفتند:معنى آن است كه ما غافل نهايم از حفظ اين هفت آسمان معلّق كه نگاه مىداريم تا بر سر اين خلايق نيفتد.و بعضى دگر گفتند معنى آن است كه:هركه از خلق و احوال ايشان غافل نباشد از حفظ آسمان غافل نباشد،و تفصيل ذلك في قوله تعالى:
[١] .همۀ نسخه بدلها+سعد بن.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:افگندند،مه:افگنند.
[٣] .آب،لب،آز،مش:برخواست.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:شد.
[٥] .آط،آب،آز،مش:رسد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:برفته بود.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٨] .مش:طريق.
[٩] .آط،آج،لب:نهند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:طريقى.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:طريقه.
[١٣] .آب،آز،مش:عالم.