روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٣ - ترجمه
و شبانگاه به مسجد رود و مسجد بگزيند بر خانههاى [١]ديگر الّا و او را به نزديك خداى نزلى معدّ و بژارده [٢]باشد در بهشت چنان كه يكى از ما به نزديك دوستى شود به زيارت نه او اجتهاد كند در كرامت او؟ سهل بن سعد [٣]السّاعدىّ روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:هركه بامداد و شبنگاه [٤]به مسجد شود اميد برآن تا علمى آموزد از كسى،يا كسى را علمى [٥]آموزد ثواب او ثواب مجاهدان باشد در سبيل خداى كه جهاد بكنند و غنيمت بردارند.
و هركس كه نه [٦]براى اين به مسجد شود،همچنان باشد كه به نظاره كارى رود [٧]، ببيند آن چيز و او را نصيبى نباشد [٨]نمازكنان را بيند و از ايشان نباشد،و ذاكران را بيند و از ايشان نباشد. آنگه گفت: رِجٰالٌ ،مردانىاند.گفتند:براى آن تخصيص كرد مردان را،كه بر زنان نماز جماعت و نماز آدينه نيست،و اين قول آنكس باشد كه گفت:مراد به«بيوت»مساجد است.آنگه وصف كرد آن مردان را گفت: لاٰ تُلْهِيهِمْ ،مردانىاند كه ايشان را مشغول نكند هيچ تجارت و بازارگانى و نه بيع و شرا از ذكر خداى تعالى،به خلاف آنان كه: وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْهٰا وَ تَرَكُوكَ قٰائِماً [٩]... ،آواز طبل بر آمد كه كاروان طايف در مدينه آمد،و رسول در نماز آدينه بود او را رها كردند و برفتند،توانگران به تجارت و درويشان به نظاره.اگر گويند:نه تجارت اسمى است واقع بر بيع و شرا،چرا گفت پس از او:و لا بيع؟ گوييم،واقدى گفت:تجارت عبارت است از شرا دون بيع،بيانش قوله: وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً [١٠]،يعنى شرا براى آنكه اهل مدينه فروختنى نداشتند براى خريدن بيرون آمدند،و كانّه قال: لاٰ تُلْهِيهِمْ شرى وَ لاٰ بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّٰهِ .
وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ ،اقامت صلاة [١١]خواست،«تا»بيفگند براى اضافت،چه اين«تا»
[١] .همۀ نسخه بدلها:جايهاى.
[٢] .آط،آل،مش:بجاره،آب:و يجارده،آج،لب:بچارده.
[٣] .آب،آج،لب،آل:سهل بن سعيد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:شبانگاه.
[٥] .آط،آج،لب،آز،آل،مش+در.
[٦] .مش+از.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:و از آن نصيبى نبايد.
[١٠] [٩] .سورۀ جمعه(٦٤)آيۀ ١١.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:الصّلاة.