روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٥ - ترجمه
مال مباش،زن ديندار طلب كن كه مال خداى بدهد،ازآنجا كه گفت: إِنْ يَكُونُوا فُقَرٰاءَ يُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِيمٌ ،و خداى تعالى فراخ عطاست و دانا، روزى[بدهد] [١]به سعت رحمتش،و عالم است به مصالح خلق بر وفق مصلحت دهد.
قوله تعالى: وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لاٰ يَجِدُونَ نِكٰاحاً ،آنگه گفت:بگو اى محمّد [تا عفّت] [٢]كار بندند و پارسايى كنند آنان كه نكاح نيابند[از حرام اجتناب كنند، آنان كه طول و قدرت و استطاعت ندارند،يا كسى را نيابند] [٣]كه با او نكاح كنند.
حَتّٰى يُغْنِيَهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ،تا آنگه كه خداى تعالى مستغنى بكند ايشان را از فضل خود،يعنى از رزق و نعمت خود. وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتٰابَ مِمّٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ ،و آنان كه طلب مكاتبت كنند از جملۀ بردگان شما،با ايشان مكاتبت كنى اگر در ايشان خيرى دانى.و معنى مكاتبه آن بود كه غلام يا كنيزك گويد:با من موافقت كن كه از من چندينى بستانى در چند نجم معلوم يا در مدّت يك سال يا كما بيش، چون من اين داده باشم آزاد باشم،بر اين شرط كنند.مستحب است كه چون غلام يا كنيزك گويند و اين خواهند خداوند [٤]با ايشان اين مساعدت بكند [٥]و ايشان را اجابت كند [٦]با اين،اگر داند [٧]كه قوّت[١٠١-ر]آن دارند كه با آن وفا كنند.
و مذهب داود و عمرو بن دينار و عطا و محمّد جرير آن است كه:اين مكاتبه واجب است،و روايت عوفى است از عبد اللّه عبّاس.و قتاده گفت:ابن سيرين از انس خواست كه او را مكاتبه كند،اجابت نكرد،با عمر گفت،عمر او را درّه زد.و گفتند:اين آيت در شأن غلامى آمد از آن حويطب بن عبد العزّى كه از خواجه خود مىخواست تا مكاتبه بكند او را،نمىكرد.خداى تعالى اين آيت بفرستاد و او را مكاتبت كرد با او بر صد دينار،و بيست دينار از آن جمله ببخشد،و او در مدّت مكاتبه مال بداد [٨]،و او را به غزات خيبر بكشتند.و ديگر فقها از شعبى و حسن بصرى
[١] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] [٢] .اساس افتادگى دارد،از آط،افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:خداوندان.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بكنند.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:كنند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:دانند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+و آزاد شد.