روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٦ - ترجمه
و الفرض،ايضا التّقدير،و منه يقال للطّاعة المقدّرة على وجه فريضة،و حكم [١]فعل و ترك او از عرف شرع دانند نه از لغت،و گفتهاند:فرض به معنى انزال آمد، في قوله تعالى: إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ [٢]... ،اى انزل. وَ أَنْزَلْنٰا فِيهٰا آيٰاتٍ بَيِّنٰاتٍ ،و فروفرستاديم در اين سورت آياتى و دلالاتى روشن تا همانا شما انديشه كنى و تفكر.
قوله: اَلزّٰانِيَةُ وَ الزّٰانِي ،خداى-جلّ جلاله-در اين آيت فرمود كه:مرد زناكننده و زن زناكننده را هريكى را از ايشان صد تازيانه بزنى،و اين مجملى است كه سنّت تفصيل آن داده است.اكنون بدان كه آن [٣]زنا كه ايجاب حدّ كند،خلوت كردن باشد با هركس كه خداى به حرام كرده است وطى او بىعقد [٤]يا شبهت عقدى،و آن وطى در فرج باشد،و اين كه مرد باشد،عاقل و بالغ و كامل عقل [٥]باشد مراد با او نكاح معروف است در شرع.و شبهت عقد آن باشد كه مرد [٦]عقدى بندد بر محرمى از آن خود از مادر يا خواهر يا دختر يا عمّه يا خاله يا دختر برادر يا دختر خواهر،او [٧]نداند و نشناسد ايشان را،يا عقد بندد بر زنى كه شوهر دارد،يا در عدّت شوهرى باشد از طلاق رجعى يا باين و [٨]نداند،يا در حال احرام به نسيان يا زن محرمه و او [٩]نداند،اين و مانند اين شبهت عقد باشد به وطى او اين زنان مستحق حد نباشند [١٠]،و اگر داند و با علم و يا بدان [١١]علم وطى كند،حكم او حكم زانى باشد،حدّ بايد زدن او را.
و حكم زنا ثابت شود به يكى از دو چيز:امّا به اقرار فاعل بر خود با كمال عقل بىاكراه و اجبار چهار بار يكبار پس از يكديگر [١٢]كه او زنا كرد در فرج.اگر اقرار او كمتر از چهار بار بود،حكم زنا ثابت نشود،و اگر گويد كه:اين وطى نه در فرج
[١] .اساس+امر،به قياس با نسخه آط و ديگر نسخه بدلها،زايد مىنمايد.
[٢] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٨٥.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:اين.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:عقدى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:مردى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:و.
[٨] .آط،آب،آج،لب،آب،آل،مش+و.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:و او.
[١٠] .آط،آج،لب،آز،آل،مش:زن را مستحق حدّ نباشد.
[١١] .آط،آب،لب،آز،مش:يا پس از،آج،آل:يا پس آن.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:چهار بار پس از ديگر.