روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٠ - ترجمه
دوزخ، مُقَرَّنِينَ ،در آن حال كه [١]دستهاى ايشان با گردن بسته باشد.
راوى خبر گويد كه:رسول را-عليه السّلام-پرسيدند از اين آيت،گفت:(و الذي نفسي بيده)،بدان خداى كه جان من به امر اوست كه،ايشان را چنان در دوزخ فگنند بزور و كره كه ميخ در ديوار كوبند. مُقَرَّنِينَ ،مصفّدين،دست با گردن بسته.و رسن را از اين جا«قرن»گويند[كه] [٢]به آن چيزى با چيزى بندند.و گفتند،معنى آن است كه:ايشان را با شياطين درهم بسته در دوزخ اندازند. دَعَوْا هُنٰالِكَ ثُبُوراً ، عند آن حال و در آن جاى [٣]ثبور خوانند و گويند:وا ثبورا [٤].عبد اللّه عبّاس گفت:
ويلا.ضحّاك گفت:هلاك باشد.
انس مالك روايت كرد از [٥]رسول-عليه السّلام[كه] [٦]:اوّل كسى كه او را حله آتش پوشند [٧]روز قيامت ابليس باشد،و آن حلّه از ابروانش تا به قدمش برسد [٨]، چنان كه در [٩]زمين مىكشد و فرزندان او از قفاى او مىروند و او مىگويد:يا ثبوراه، اىواى هلاك [١٠]او،و [١١]ايشان مىگويند:يا ثبورهم،تا [١٢]بر كنارۀ دوزخ بايستند ايشان را گويند.و در كلام محذوفى است،و هو يقال لهم: لاٰ تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً وٰاحِداً ، گويند ايشان را كه امروز يك ثبور مخوانى [١٣]،و ثبور بسيار خوانى.
قُلْ أَ ذٰلِكَ خَيْرٌ ،آنگه گفت رسول را كه:بگو كه اين بهتر است كه وصف كرده شد از عذاب دوزخ،[يا] [١٤]بهشت [١٥]خلد كه وعده دادهاند متّقيان [١٦]را.و اين بر سبيل تهكّم و استهزا فرمود قديم تعالى،و اين چنان بود كه يكى از ما گويد كسى را كه:تو را بر فلان فعل چندين خير است اگر آن كنى،و بر فلان فعل نيز [١٧]چندين
[١] .آب،آز:در حالى كه.
[١٤] [٦] [٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:حال.
[٤] .آط:وا ثبوراه.
[٥] .اساس:كه،به قياس با نسخه آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:پوشانند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:آتش برو تا به قدم برسد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:بر.
[١٠] .آط،آج،لب،آل:و اهلاك.
[١١] .آط،آج،لب،آل:او و.
[١٢] .آز،مش:يا ثبورا همچنين تا.
[١٣] .اساس:مىخوانى،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.
[١٥] .اساس:هميشه،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٦] .همۀ نسخه بدلها:بهشتيان.
[١٧] .همۀ نسخه بدلها:بر فلان شر.