روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٣ - ترجمه
رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً ،بار خدايا!مرا حكمت ده.و«حكم»،بيان چيز را [١]برآن وجه كه حكمت اقتضا كند.مقاتل گفت:فهما و علما.كلبى گفت:به«حكم» نبوّت خواست. وَ أَلْحِقْنِي بِالصّٰالِحِينَ ،و مرا به آن صالحان گذشته [٢]در رسان از پيغامبران به منزلت و درجۀ ايشان برسان.عبد اللّه عبّاس گفت:يعنى مرا به اهل بهشت در رسان.
وَ اجْعَلْ لِي لِسٰانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ،و مرا زبان راستى كن در بازيسينان [٣].گفتند:مراد ذكر جميل [٤]است و ثناى حسن و قبول عامّه در جملۀ امّت [٥].خداى تعالى اجابت كرد اين دعا تا همۀ امم از هر ملّت كه باشند او را نيك گويند.بعضى دگر گفتند:مراد به اين آن است كه،از عقب من پيغامبرى [٦]كن صادق،يعنى محمّد-عليه السّلام.قتيبى گفت:يعنى ذكرى نيكو.و«لسان»به جاى ذكر نهاد،براى آنكه ذكر به زبان گويند،چنان كه شاعر«لسان»به جاى رسالت بنهاد،چون رسالت به زفان [٧]گزارند [٨]في قوله-شعر:
انّي اتتني لسان لا اسرّ بها
من علو لا عجب منها و لا سخر
وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ
،و مرا از جملۀ وارثان بهشت نعيم كن.و براى آن ذكر ميراث كرد اين جا كه خداى تعالى جايهايى كه در بهشت براى كافران آفريد اگر ايمان آوردندى[و طاعت كردندى] [٩]به ميراث به مؤمنان دهد چون ايشان را به دوزخ برند.
وَ اغْفِرْ لِأَبِي ،و بيامرز پدر مرا [١٠]،يعنى عمّش را [١١].چنان كه بيان كردهايم.و اين آمرزش خواستن از بهر او براى آن بود كه او وعده داد ابراهيم را كه ايمان آرد-چنان
[١] .آب،آج،لب،آز،آل،مش:چيزى باشد.
[٢] .آط:گزشته.
[٣] .آل:بازپسين.
[٤] .آل:جميلت.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:و قبول عام در جملۀ امم.
[٦] .اساس:پيغامبران،به قياس با آط و ديگر نسخه بدلها،و معنى عبارت،تصحيح شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:زبان.
[٨] .آب،آج،لب،آل،مش:گذارند.
[٩] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد،مش+يافتندى و حالآنكه مطيع فرمان الهى نشدند و ايمان نياوردند، خداوند تعالى آن جايها را.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:پدرم را،آل،مه+آذر.
[١١] .آط،آب،آج،لب+آزر.