روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٢ - ترجمه
شده و اثر عبادت و سيماى صلاح [١]بر وى پيدا.او را گفت:يا استاد!تو مردى طبيب و زيركى،و هريكى [٢]از بيماران دوايى فرمودى،مرا بيماريى است دواى آن دانى؟ گفت:چيست؟گفت:بيمارى گناه را دوا چه باشد؟[١٥٠-پ]گفت:بشو [٣]و هليلۀ صبر بگير با بليلۀ تواضع،و در هاون ندم و پشيمانى افگن[و به دست قهر هواى نفس خود بكوب،و ازآنجا در پاتيلچه صحّت عزم افگن،و] [٤]آب حيا و شرم بر او زن [٥]،به آتش محبّت بجوشان و با سطام [٦]عصمت بگردان تا حباب حكمت بر آرد.آنگه به راووق صفا بپالاى و به مروحۀ استرواح باد كن آن را،و در وقت سحر از وى شربتى نوش كن،و دگر گرد گناه مگرد تا راحت يابى.
وَ الَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ،او آن خداست كه مرا بميراند و آنگه زنده گرداند.و براى آن«ثمّ»گفت كه ثمّ يحييني[كه تراخى هست] [٧]در ميان زندگانى و مرگ.
اهل اشارت گفتند:يميتني بالعدل و يحييني بالفضل،يميتني بالفراق [٨]و يحيينى بالتّلاق،يميتنى بالخذلان و يحييني بتوفيق الايمان،[يميتني بالخلاعة، و] [٩]يحييني بالطّاعة،يميتنى بالجهل و يحيينى بالعقل.
وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ،و او آن خداست كه [١٠]گناهان من بيامرزد روز قيامت،و اين بر سبيل خضوع و خشوع و انقطاع با خداى تعالى گفت.و قوله تعالى: يَوْمَ الدِّينِ ،اى يوم الجزاء،و قيل:يوم الحساب.
شعبى گفت از عائشه كه از رسول-عليه السّلام-پرسيد،گفت:عبد اللّه جدعان صلۀ رحم كردى و مهمان [١١]را طعام دادى و شراب،و اسيران را از بند رها كردى.او را هيچ سودى دارد؟گفت:نه،براى آنكه او هرگز نگفت:(رب اغفر لي خطيئتي يوم الدين)،[يعنى [١٢]مسلمان نبود كه به اين گفتار با خداى فزع كردى و به قيامت ايمان نداشت] [١٣].
[١] .آج،لب،آل:سلاح.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:كس.
[٣] .همۀ نسخهبدلها:بشنو.
[١٣] [٩] [٧] [٤] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخهبدلها:ريز و.
[٦] .همۀ نسخهبدلها:به ملعقه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل:بالفرقان.
[١٠] .مش+كه طمع دارم.
[١١] .آط،آب،آج،لب،آز:مهمانان.
[١٢] .آج،لب،آل+استغفار نگفت يعنى.