روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٢ - ترجمه
كردندى از اين خداى تعالى اين آيت فرستاد.
معمر گفت:از زهرىّ اين آيت پرسيدم،گفت عبيد اللّه بن عبد اللّه گفت مرا:
سبب آن بود كه چون مسلمانان به غزات رفتندى،كليدهاى خانههاى خود به كسانى دادندى كه خويشان ايشان[١١٥-ر]بودندى از جملۀ مخالفان [١]از نابينايان و زمنان و بيماران،و ايشان را گفتندى:آنچه خواهى از اين خانههاى ما مىخورى.ايشان را تحرّج آمدى [٢]و نخوردندى،خداى تعالى اين آيت فرستاد و رخصت داد.
حسن بصرى و ابن زيد گفتند معنى آيت آن است كه:ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و[لا على] [٣]المريض حرج فى التّخلّف عن الجهاد، گفت:مرد نابينا و لنگ را و بيمار را و بر ايشان حرج نيست اگر به جهاد نروند.آنگه كلامى ديگر ابتدا كرد منقطع از اين و گفت: وَ لاٰ عَلىٰ أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ ،و اين وجه بعيد است براى مخالفت ظاهر و حذف از كلام آنچه در كلام دليلى نيست بر حذف او،و خداى تعالى گفت:بر نابينا و لنگ و بيمار و نه بر شما كه تن درستانى حرجى و بزهاى نيست كه طعام خورى از خانههاى پدرانتان يا خانههاى مادرانتان يا خانههاى برادرانتان يا خانههاى خواهرانتان يا خانههاى عميانتان [٤]يا خانههاى عمّگانتان [٥]يا خانههاى خاليانتان [٦]يا خانههاى خالگانتان [٧].
أَوْ مٰا مَلَكْتُمْ مَفٰاتِحَهُ ،يا خانههاى آنان كه كليدهاى ايشان به دست شما باشد.
عبد اللّه عبّاس گفت:مراد وكيل مرد است و قيّم به او در ضيعت و ماشيتش،چه آنچه او خورد از خانۀ ايشان از مال خود خورده باشد از ثمرۀ ضيعت خود از شتر و از شير [٨]گوسپندان خود.
عبد اللّه عبّاس گفت:آيت در حارث بن عمرو آمد كه او با رسول-عليه السّلام به غزا رفت و مالك بن زيد را ها [٩]كرد بر خانۀ خود.چون بازآمد او را يافت رنجور و
[١] .آط،آط،آز،مش:مخلّفان.
[٢] .آج،لب،آل:ايشان تحرّج آمدندى.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:عمّانتان.
[٥] .آط،آب،آز،مش:عمتانتان،آج،لب،آل:عمّهتان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:خالانتان.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:خالانتان.
[٨] .آط،آب،آز،مش:خود و شير،آج،لب،آل:خود به شير.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:رها.