روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦ - ترجمه
و پناه با تو مىدهم خداى من از آنچه حاضر آيند [١]به من.
تا آنگه كه آيد به يكى از ايشان مرگ،گويد خداى من بازپس برى [٢]مرا.
تا همانا [٣]من كنم كارى نيك در آنچه بگذاشتم نباشد،از آن سخنى است كه او گويد آن [٤]،و از پس [٥]ايشان مانعى است تا به روز آنكه [٦]برانگيزند [٧].
چون دردمند در صور نسبها نباشد ميان ايشان آن روز و نه [٨]يكديگر را پرسند.
هركه گران باشد ترازوهاى او ايشان ظفريافتگان باشند.
هركه سبك باشد ترازوهاى ايشان،آنان باشند كه زيان كنند خود را در دوزخ هميشه باشند.
[٧٤-پ] بسوزد رويهاى ايشان آتش، و ايشان در آنجا ترش روى باشند.
نه آيات ما مىخوانند بر شما،بودى آن را دروغ داشتى [٩]! گويند خداى ما،غلبه كرد بر ما بدبختى ما،و بوديم ما گروهى گمراهان.
خداى ما بيرون آر ما را از آن اگر با
[١] .اساس:حاضر آمد،به قياس با نسخه آط،تصحيح شد.
[٢] .آب،آج،لب،مش:بازپس بر.
[٣] .آج،لب،آل:تا مگر.
[٤] .آب،مش:او گوينده آن است.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز:پيش.
[٦] .آج،لب،آل:روزى كه.
[٧] .آج،لب،آل:برانگيزانند ايشان را.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز+نيز.
[٩] .آج،لب،آل:و بوديد كه به آن تكذيب مىنموديد.