روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٥ - ترجمه
بميراند كه ما را،و در قيامت با ما حشر كند او را و با ما در درجۀ ما باشد،بايد تا به ما تولاّ كند و از دشمنان ما تبرّا كند،دوستان ما را دوست دارد و دشمنان ما را دشمن دارد و لعنت كند ايشان را كه خداى تعالى دشمنان ما را لعنت كرده است بر زبان پيغامبران و فرشتگان و جملۀ خلقان.
آنگه گفت:منادى ندا كرد از عرش:
[يا] [١]ملائكتي و سكّان جنّتي برّكوا على تزويج فاطمة من علىّ فقد باركت عليهما [٢]، اى فرشتگان من و سكّان [٣]بهشت من! مباركباد گويى بر تزويج فاطمه و على كه من بر ايشان بركت كردم.
راحيل گفت:و كدام بركت باشد عظيمتر از كرامت تو ايشان را،و بشارت [٤]ايشان را به بهشت،و ايشان هنوز در بند دنيايند.
خداى تعالى گفت:يا راحيل!از بركت من بر ايشان آن است كه من ايشان را بر محبّت خود جمع كردم،و از فرزندان ايشان امامانى كردم كه عالميان را دعوت كنند با دين من و به ايشان حجّت انگيزم بر خلقانم تا به روز قيامت.
آنگه جبريل گفت:خداى مرا فرموده است تا تو را بگويم كه [٥]فاطمه را به على دهى و ايشان را بشارت دهى به دو پسر زكىّ نجيب طاهر خيّر فاضل در دنيا و آخرت.
يا على!اين فرشته از[بر] [٦]من برفت،من در حال كس فرستادم به تو و عزم مصمّم كردم بر آنكه فرمان خداى پيش گيرم در اين باب.
على گفت:يا رسول اللّه!كار من اين جا رسيده است كه خداى تعالى مرا ياد كند در ملاء اعلى؟و در بهشتها حديث من كنند؟و عقد نكاح من بر [٧]آسمان بندند به حضور فرشتگان؟ رسول-عليه السّلام-گفت:يا على!خداى تعالى چون ولىّ خود را اكرام كند، آن دهد او را كه هيچ چشم چنان نديده باشد،و هيچ گوش چنان نشنيده باشد،و بر خاطر هيچ بشر چنان نگذشته باشد.
[١] .اساس:ندارد،از مش،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:فيهما.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:و اى ساكنان عرش من و.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+ده.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:تا.
[٦] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:در.