روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٦ - ترجمه
على گفت،من گفتم:
ربّ اوزعني ان اشكر نعمتك الّتي انعمت علىّ [١]،بار خدايا مرا توفيق ده تا شكر نعمتى كه بر من كردى بگذارم،رسول گفت:آمين.
آنگه رسول گفت:يا على!خيز و به مسجد رو كه من براثر تو مىآيم تا آنچه خداى مرا فرموده است به جاى آرم به حضور مهاجر و انصار،و ذكر كنم از فضل تو آنچه چشم تو به آن روشن شود و چشم دوستان تو در دنيا و آخرت.
اميرالمؤمنين [٢]-عليه السّلام-گفت:من از نزديك رسول به در آمدم و از خرّمى نمىدانستم تا چگونه مىروند [٣]،در راه بو بكر [٤]و عمر [٥]پيش [٦]من بر افتادند،مرا گفتند:ما وراءك،چه خبر است؟گفتم:رسول فاطمه را به من داد،و گفت:خداى تعالى او را به تو داد و عقد شما در آسمان ببستند.رسول-[١٣٠-پ]عليه السّلام- براثر [٧]مىآيد تا اين حديث تمام بكند.ايشان نيز شادمانه شدند و با من به مسجد آمدند [٨].
براثر،رسول-عليه السّلام-در رسيد روى از خرّمى تازه و شكفته بود،گفت:
بلال كجاست؟بلال را بخواندند،گفت:برو [٩]آواز ده مهاجر و انصار را.و او برفت و صحابه را جمع مىكرد و رسول-عليه السّلام-به نزديك منبر بنشست تا مردم مجتمع شدند،آنگه بر منبر شد و اين خطبه بر خواند:
الحمد للّه المحمود بنعمته المعبود بقدرته المطاع بسلطانه المرغوب اليه فيما عنده المرهوب من عذابه النّافذ امره في ارضه و [١٠]سمائه،الّذي خلق الخلق بقدرته،و ميّزهم باحكامه و اعزّهم [١١]بدينه و اكرمهم بنبيّه محمّد-عليه السّلام-ثمّ انّ اللّه تعالى جعل المصاهرة سببا [١٢]لاحقا و امرا مفترضا [١٣]و شجّ بها الارحام و الزمها الانام،فقال تبارك اسمه و تعالى جدّه [١٤]:
[١] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ١٩ و سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ١٥.
[٢] .مش+على مرتضى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ندانستم تا چگونه روم.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:ابو بكر.
[٥] .اساس+رضى الله عنهما.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:از پيش.
[٧] .مش:در قفاى من و اثر من.
[٨] .مش+و.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+و.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+فى.
[١١] .آج،لب،آل:اعرضهم.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:نسبا.
[١٣] .آج،لب،آل:متفرضا.
[١٤] .آط،آب،آج،لب،آل+ذكره.