روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٥ - ترجمه
از شما اى بندگان من.ايشان را دلخوش شدى ازآنجا برگشتندى و به لهو و نشاط مشغول شدندى و به خمر خوردن و معازف آن روز و آن شب [١]چون نزديك [٢]آن ديه [٣]بزرگتر رسيدندى،اهل آن ديه [٤]به استقبال ايشان آمدندى كوچك و بزرگ،و آنجا سراپردهاى زدندى كه بر او انواع صورت بودى،و آن را دوازده در بودى براى هر دهى [٥]درى و از برون [٦]آن سراپرده درخت را سجده كردندى و اضعاف آن قربانها كه به نزديك آن درخت كرده بودندى به نزديك آن [٧]درخت بكردندى و تضرّع بسيار كردندى.ابليس بيامدى و شاخههاى اين [٨]درخت بجنبانيدى سخت،و به آواز بلند آواز دادى و ايشان را وعدۀ بسيار و امانىّ بسيار دادى.ايشان سر بر داشتندى و نهچندان نشاط و خرّمى كردندى كه آن را حدّى بودى،و به لهو مشغول شدندى دوازده شبانه روز به عدّ [٩]عيدها كه ايشان را بودى در سال [١٠]،آنگه برگشتندى.
چون مدتى بر اين بودند،خداى تعالى پيغامبرى را به ايشان فرستاد از فرزندان يهودا بن يعقوب،مدّتى دراز در ميان ايشان بود و ايشان را دعوت كرد و با خداى خواند اجابت نكردند و اصرار كردند و تمادى بر كفر.چون مدّتى دراز بر آمد و ايشان كفر و طغيان از حدّ ببردند،پيغامبرشان به نزديك آن درخت حاضر آمد و بديد آنچه ايشان مىكردند.دلتنگ شد،دعا كرد و گفت:بار خدايا!اينان بىفرمانى از حدّ ببردند و از عبادت اين درخت بازنمىايستند.بار خدايا!يا آتشى [١١]به ايشان نماى،يا اين درخت بخوشان [١٢].خداى تعالى آن درخت خشك كرد،ايشان را سخت آمد و مضطرب شدند و گفتاگوى [١٣]كردند در آن معنى و دو فرقه شدند.
گروهى گفتند:اين سحر اين پيغامبر است كه پيغامبر خداى آسمان و زمين است،خواست تا شما را به طاعت خود آرد [١٤]،و روى شما با خود گرداند.و گروهى
[١] .چاپ شعرانى(٢٧٤/٨)+در آنجا بودندى.
[٢] .آج،لب،آل:به نزديك.
[٤] [٣] .آج،لب،آل:ده.
[٥] .آب،مش:ديهى.
[٦] .آب،مش:بيرون.
[٧] .مش:اين.
[٨] .آب،آج،لب،آز،مش:آن.
[٩] .مه:به عدد.
[١٠] .آل:سالى.
[١١] .مه:آيتى.
[١٢] .آز،مش:بخوشكان.
[١٣] .آج،لب،آل،مش:گفت و گوى.
[١٤] .مش:آورد.