روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٦ - ترجمه
برخاستى [١]از او چيزكها بيفتادى،من برگرفتمى،امروز كه مرا به كار است [٢]پيش آوردم.
رسول-عليه السّلام-اين حديث مىشنيد،گفت:يا بنيّة [٣]!آن دحية الكلبىّ نبود،آن جبريل بود،و لكن خنك تو را كه طيب تو از پر جبريل امين است [٤]،و عرق پيشانى سيّد المرسلين است.
آنگه گفت:از اين [٥]چه عجب است كه خداى تعالى او را از ميوۀ بهشت آفريد [٦]كه جبريل به من آمد روزى و سيبى از بهشت به من آورد و گفت:اين سيب بخور و با اهلت مواقعه كن كه خداى تعالى تو را روزى خواهد كردن [٧]سيّدۀ زنان اوّلين و آخرين.من آن سيب بخوردم و با خديجه خلوت كردم،به فاطمه او بار گرفت.او حورى انسى است،و اصل او از بهشت است،و مرجع او با بهشت خواهد بودن [٨].
اميرالمؤمنين على گفت:من نماز ديگر در نزديك رسول شدم،او استغفار و تسبيح مىكرد،مرا گفت:يا على!سازى كه مىبايد كردن بكن كه امشب اهل تو را با خانۀ تو خواهند آوردن.گفت:من با خانه رفتم و پارهاى ريگ نرم بياوردم و بگستردم آنجا،و چوبى فراگرفتم [٩]كه از اين ديوار تا آن ديوار نهادم كه جامه بر او افگنند،و پوست گوسپندى بود بازافگندم و مخدّهاى از ليف بود [١٠]بنهادم،و آنچه خريده بودند از جهاز فاطمه-كه شرح داديم-با خانۀ من آوردند.
رسول،اسماء بنت عميس را بفرستاد به دختران عبد المطّلب و به زنان مهاجر و انصار،گفت:ايشان را از من سلام برسان و بگو كه رسول خداى مىگويد كه:امشب فاطمه با خانۀ على مىشود،حاضر آيى.رسول-عليه السّلام-نماز شام و خفتن كرد [١١]و با خانه آمد.آن زنان جمله حاضر آمده بودند،گفت [١٢]:در صحبت فاطمه امشب بروى
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز آط:برخواستى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش:به كار مىآيد،مش:در كار است.
[٣] .آل:بنتى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:بود.
[٥] .آط،آب:از من،آج،آل،لب:و اين.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:آفريده است.
[٧] .مش:خداوند تعالى تو را از وى دخترى خواهد داد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:او بهشت خواهد آمدن.
[٩] .آط،آج،لب،آل:چوبىها گرفتم،آب،آز،مش:چوبى فرا هاگرفتم.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:از ليف بازافگندم و.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:بكرد.
[١٢] .مش+رسول.