روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٦ - ترجمه
بالا جهد چنان كه به ميان سرش رسد،و لب زيرين او چندانى فروفتد تا به نافش رسد.
قوله: أَ لَمْ تَكُنْ ،در كلام محذوفى هست،و التّقدير:يقال لهم،عند آن حال ايشان را گويند كه:نه آيات [١]بر شما مىخواندند و شما به آن تكذيب مىكردى و دروغ مىداشتى؟ ايشان به جواب گويند: رَبَّنٰا غَلَبَتْ عَلَيْنٰا شِقْوَتُنٰا [٢].كوفيان جز عاصم خواندند:«شقاوتنا»به«الف»و فتح«شين».و باقى قرّاء: شِقْوَتُنٰا ،به كسر «شين»بى«الف»،بار خدايا!شقاوت بر ما غالب شد،و شقاوت مضرّتى باشد كه به عاقبت برسد [٣][و سعادت منفعتى باشد كه به عاقبت برسد [٤]] [٥]و اين كس كه او در رنجى عظيم باشد از بيمارى و جز آن گويند:شقىّ بكذا،و آنكس كه از كسى منتفع نبود [٦]به چيزى،گويند:شقىّ است به او،قال الشّاعر-شعر:
و اني شقىّ باللّئام و لا ترى [٧]
شقيّا بهم الّا كريم الشّمائل
و قال آخر-شعر:
تشقى اناس و تشقى آخرون بهم
و يسعد اللّه اقواما باقوام
و معصيت را شقاوت براى آن خواند كه عاقبت آن دوزخ باشد و عقاب او.و بعضى دگر گفتند:مراد به شقاوت آن عذاب است كه ايشان در آن باشند. وَ كُنّٰا قَوْماً ضٰالِّينَ ،و ما در دار دنيا گروهى بوديم از ره راست گمره شده [٨]و بازمانده.
و آنگه در دعا [٩]تمنّاى محال كردند [١٠]: رَبَّنٰا [٧٩-پ] أَخْرِجْنٰا مِنْهٰا ،بار خدايا! ما را [١١]از اين دوزخ بيرون آر و با دنيا بر،اگر ما بر سر نافرمانى و معصيت شويم،پس ما ظالم باشيم،و با آنكه اين گويند روا باشد كه اگر ايشان را با دنيا آرند با سر معصيت شوند،براى آنكه شهوت عاجل باشد و مهلت در پيش باشد،و به انواع
[١] .همۀ نسخه بدلها+ما.
[٢] .اساس:شقاوتنا،با توجّه به آط و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] .آج،لب،آل:به عافيت نرسد.
[٤] .آج،لب،آل:به عافيت برسد.
[٥] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .لب:شود.
[٧] .آط،آب،آج،لب،آل،مش:يرى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:گمشده.
[٩] .آط،آج،لب،آل+و.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:گيرند و گويند.
[١١] .اساس:مرا،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها،و معنى آيه،تصحيح شد.