روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٥ - ترجمه
ناكرده بماند،از اين جا نيز تبقيه[واجب نيست] [١]،و خداى راست كه نكند و انتصاف ناكرده بماند،پس درست در اين باب مذهب [٢]مرتضى است-رحمة اللّه عليه-كه گفت:خداى تعالى هيچ ظالم را تمكين نكند از ظلم الّا آنگه [٣]او را چندانى عوض باشد ثابت مستحق كه در حال انتصاف توان گرفت [٤]ميان ظالم و مظلوم.
فَمَنْ [٥]ثَقُلَتْ مَوٰازِينُهُ ،هركس كه او را ترازوى حسناتش گران بود،يعنى هركس كه او را حسنات [٦]بسيار باشد چنان كه اگر از روى مثل در ترازو نهند،ترازو به آن گران شود [٧]. فَأُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ،ايشان ظفريافتگان [٨]،رستگاران باشند.
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِينُهُ ،و هركس را كه برعكس اين ترازوى حسنات [٩]سبك باشد، فَأُولٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ،ايشان آنان باشند كه خويشتن را زيان كرده باشند،يعنى نقصان حظّ خود كرده باشند از ثواب.و اصل خسران،نقصان بود. فِي جَهَنَّمَ خٰالِدُونَ ،در دوزخ هميشه باشند.
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النّٰارُ ،آتش رويهاى ايشان مىسوزد،و«لفح»،سوختن باشد.
وَ هُمْ فِيهٰا كٰالِحُونَ ،و ايشان در دوزخ ترش روى باشند،اين قول عبد اللّه عبّاس است.بعضى دگر گفتند كه:«كلوح»،آن باشد كه لبها از دندانها باز شود چنان كه دندانها پديد آيد.عبد اللّه مسعود را گفتند كه:«كلوح»،چه باشد؟گفت:سر گوسپند بريان كرده ديده باشى دندانها پيدا شده باشد همچنان باشد،قال الاعشى-شعر:
و له المقدم لا مثل له
ساعة الشّدق عن النّاب [١٠]كلح
ابو الهيثم روايت كند از ابو سعيد خدرىّ كه،رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفت در [١١]آيت قوله:تلفح وجوههم النّار،گفت:چون آتش به او رسد لب زورين [١٢]او براساس
[١] .:ندارد،از آط افزوده شد.
[٢] .آب،آز،مش+سيّد.
[٣] .آط،آب،آز،مش+كه.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:كردن.
[٥] .اساس:و من،به قياس با نسخۀ آط و با توجّه به متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:حسناتش.
[٧] .آج،لب،آل:به آن گيرد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٩] .آل،مش:حسناتش.
[١٠] .اساس و همۀ نسخه بدلها:النّار.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+اين.
[١٢] .آل:زبرين،آج،لب،مش:زيرين.