روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦١ - ترجمه
قوله تعالى: حَتّٰى إِذٰا جٰاءَهُ ،اى جاء السّراب و اراد موضع السّراب،براى آنكه سراب هيچ [١]نباشد الّا خيالى و گمانى،از اين جا گفت: لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً ،هيچ نيابد آن را. وَ وَجَدَ اللّٰهَ عِنْدَهُ ،و خداى [٢]يابد عند آن،يعنى جزاى خداى يابد آنجا معدّ بر وفق عمل [٣].و گفتند:خداى را يابد شماركننده و جزادهنده. فَوَفّٰاهُ حِسٰابَهُ ،شمار او به تمامى بكند كه او سريع الحساب است،حساب همه خلايق بهيكبار بر آرد كه منع نكند او را بعضى از بعضى،و اين دليل كند بر آنكه خداى تعالى متكلّم است نه به آلت،چه اگر متكلّم بودى به آلت ممكن نبودى او را حساب خلايق كردن در يكوقت،بل اوقات بسيار حاصل آمدى از او.
[او] [٤]كَظُلُمٰاتٍ ،[گفت] [٥]:عمل كافر با سرابنماى ماند [٦]يا با تاريكى در درياى قعير، من لجّة البحر و هى معظمه [٧]. يَغْشٰاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ ،كه بپوشد آن را موجى كه از بالاى آن موجى باشد [٨]،از بالاى آن ابرى باشد،و اين جمله چون جمع كنند ظلماتى باشد،و تاريكيها بهرى [٩]بالاى بهرى:يكى ظلمت دريا،و يكى ظلمت ابر،و يكى ظلمت موج،باز عمل كافر را تشبيه كرد با اين سه تاريكى چه كافر را اعتقاد تاريك است و عمل تاريك است و مرجع با او [١٠]تاريكى است كه دوزخ است.ابن كثير خواند به روايت نبّال:«سحاب»به رفع و تنوين«ظلمات»جرّ بر بدل من قوله: أَوْ كَظُلُمٰاتٍ .بزّى از او روايت كرد:سحاب ظلمات،به اضافت،و باقى قرّاء:سحاب ظلمات،هر دو به رفع و تنوين.آنگه اين تكا[ثف] [١١]ظلمات با آن ماند از طريق مبالغت كه[اگر] [١٢]دست از آستين بيرون كند، لَمْ يَكَدْ يَرٰاهٰا ،نزديك آن نبود [١٣]كه بيند آن را.گفتند:«يكد»،صله است،و معنى آن است:لم يرها [١٤]،و درست نيست
[١] .اساس+فايده،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها،زايد مىنمايد.
[٢] .آط،آب،آج،لب،آل+را،مش+تعالى را.
[٣] .آط،آب،آز،مش:بر وفق عمل معد،آج،لب:بر وفق عمل معدود.
[١٢] [١١] [٥] [٤] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:يا به سرابهاى ماند.
[٧] .آج،لب:معظم.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+بر.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:مرجع او با.
[١٣] .اساس:بود،با توجّه به نسخه بدلها و فحواى عبارت،تصحيح شد.
[١٤] .اساس:يردها،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.