روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٤ - ترجمه
مىكند ميان آن، ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكٰاماً ،آنگه آن را بر هم نشاند متراكب و متراكم كند.
فَتَرَى الْوَدْقَ ،باران بزرگ قطره بينى كه از او بيرون مىآيد؟ وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّمٰاءِ ،و فرود آرد از آسمان، مِنْ جِبٰالٍ فِيهٰا ،از كوهها [١]كه در آسمان است، مِنْ بَرَدٍ ،از تگرگ.«من»اوّل ابتداى غايت است،و دوم تبعيض،و سيم [٢]تبيين. فَيُصِيبُ بِهِ [٣]مَنْ يَشٰاءُ ،برساند به آنكه خواهد بر سبيل عذاب تا زرع و ميوۀ او هلاك كند [٤].
وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ [٥]يَشٰاءُ ،و بگرداند ازآنكه خواهد. يَكٰادُ سَنٰا بَرْقِهِ ،نزديك آن باشد كه [٦]روشنايى برق او چشمها را ببرد،و مثله قوله تعالى: يَكٰادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصٰارَهُمْ [٧]... ،ابو جعفر خواند:يذهب به ضمّ«يا»و كسر«ها»من الاذهاب.
يُقَلِّبُ اللّٰهُ اللَّيْلَ وَ النَّهٰارَ ،خداى تعالى مىگرداند شب و روز را،شب مىبرد و روز مىآرد،اين به عقب آن و آن به عقب اين. إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصٰارِ ،در اين عبرتى و پندى است خداوندان چشمها را،يعنى خداوندان عقل و خرد را.
ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام [٨]-گفت،خداى تعالى گفت:
يؤذيني ابن آدم [٩]،فرزند آدم مرا مىرنجاند،روزگار را دشنام مىدهد،و من روزگارم،
بيدى الامر اقلّب اللّيل و النّهار ،كار به دست من است شب و روز مىگردانم.
وَ اللّٰهُ خَلَقَ [١٠]كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مٰاءٍ ،و خداى تعالى آفرينندۀ هر جانورى است از آب.كوفيان جز عاصم خواندند«خالق»به«الف»على الاسم،و باقى قرّاء:
خَلَقَ ،على الفعل الماضى.و«كلّ»بر تغليب گفت [١١].و بعضى گفتند:اصل همه آب
[١] .همۀ نسخه بدلها:كوههايى.
[٢] .آب،آز،آل:سيوم.
[٣] .اساس و همۀ نسخه بدلها:بها،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:شود.
[٥] .اساس:عمّن،با توجه به آط و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٦] .مش+آن.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٠.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٩] .اساس:گفته بود ببنى آدم،به قياس با نسخه آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٠] .اساس و همۀ نسخه بدلها:خالق كلّ،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:گفتند.