روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٩ - ترجمه
قاطع،و مثال او چنان باشد كه كسى گويد:قصدت الادباء و اكرمت العلماء، و ادّبت الغلمان الّا واحدا منهم،اين استثنا راجع با غلمان [١]يا با جملۀ آنچه رفته است.اختلاف مذاهب [٢]آن است كه گفته شد.
و دليل بر مذهب صحيح كه ما اختيار كرديم از توقّف بر دليل حسن استفهام است كه سامع چون شنود كه كسى گويد:اكرم [٣]العلماء و جالس الفقهاء و اضرب الغلمان الّا واحدا منهم،كه بپرسد [٤]گويد:كه را خواستى و استثنا از جملۀ كدام [٥]كردى؟از يكى يا از همه؟و چنين [٦]استفهام دليل اشتراك و احتمال كند.
دليلى ديگر بر صحّت اين مذهب آن است كه ما در قرآن و استعمال اهل لسان استثنا چنان يافتيم كه چون متعقّب باشد [٧]يكبار راجع بود با همه،و يكبار الى ما يليه،و استعمال اهل لغت لفظى را در يك معنى يا دو معنى يا معانى بسيار،دليل حقيقت او كند در آن معانى الّا كه دليلى از خارج پديد آيد كه در بعضى حقيقت است و در بعضى مجاز،چنان كه در آيت است كه به ظاهر استثنا توبه ردّ كرديم با فسق و به دليل [٨]با نفى شهادت،و گفتيم:الّا استثناست از اين دو،و در سقوط حدّ توقّف كرديم بر دليلى دگر كه ما را ره نمود شرعى بر آنكه استثنا نيست از او،و حدّ ساقط نيست.دليلى ديگر بر صحّت اين مذهب[آن است] [٩]كه:يكى از ما چون گويد:ضربت غلماني و اكرمت جيراني و ادّيت زكاتي قائما او قاعدا،صباحا او مساء في مكان كذا،اين متعلّقات از حال و ظروف مكان و زمان صحيح [١٠]است كه راجع باشد با جمله،و با هريكى از اين جمل همچنين استثناء اذا قال:الّا واحدا،و آنچه جامع است ميان ايشان آن است كه استثناء و حال و ظروف مكان و زمان فضلاتى است كه بعد تمام الكلام آيد غير مستقلّة بانفسها متعلّقة بما قبلها.و آنچه متعلّق
[١] .همۀ نسخه بدلها+بود.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:مذهب.
[٣] .اساس:اكرمت،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آب،آز+و.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:از كدام جمله.
[٦] .آط،آب،آج،لب،آز،آل،مش:حسن اين،مش:اين.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+جمله را.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:به دليلى.
[٩] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،آل،مش:و محتمل.