روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٢ - ترجمه
اين،و«كاد»بر جاى خود است،و اين براى مبالغت گفتند.و معنى آن است:لم يكد يريها فضلا من ان يراها،نه نبينند [١]و نه نزديك آن باشد[كه] [٢]نبيند [٣].بعضى مفسّران گفتند:به«ظلمات»اعمال كافر خواست،و به درياى لجّىّ دل او خواست، و به موج آن جهل و شكّ و حيرت كه غالب است،و به سحاب رين و طبع و ختم كه بر دل اوست.
ابىّ كعب گفت در اين آيت كه،كافر در پنج ظلمت است:كلامش ظلمت است،و عملش ظلمت است،مدخلش ظلمت است،مخرجش ظلمت است،و مصيرش روز قيامت با ظلمت است و آن دوزخ است،و قوله تعالى: لَمْ يَكَدْ يَرٰاهٰا ، مبرّد گفت معنى[آن است] [٤]كه:لم يرها الّا بعد جهد و مشقّة،چنان كه[يكى] [٥]از ما گويد:ما كدت اراك [٦]من الظّلمة،بيم [٧]آن بود كه از تاريكى تو را نبينم و او را ديده باشد.و گفتند:نزديك باشد كه بيند و نبيند،چنان كه كاد العروس ان يكون اميرا، و كاد النّعام يطير،و او را امارت نباشد و آن را طيران،و اين هريكى وجهى است،و وجه اول كه گفتيم [٨]پيش از اين اولىتر است و بليغتر. وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللّٰهُ لَهُ نُوراً فَمٰا لَهُ مِنْ نُورٍ ،و هركس كه خداى او را نورى نكند،او را نور [٩]نباشد،يعنى هركه خداى به او لطف نكند و هدايت ندهد مهتدى نباشد.مقاتل گفت:آيت در عتبة بن ابى ربيعه آمد كه او در جاهليّت طلب دين و زهد كرد،چون اسلام در آمد كافر شد.در خبر است كه رسول را-عليه السّلام-[١٠٩-ر]پرسيدند:امّت تو فرداى قيامت صراط چگونه گذراند در ظلمات قيامت؟گفت:امّت من بر صراط به نور على گذرند [١٠]،و على بر صراط به نور من گذرد،و من به نور خداى تعالى گذرم،و نور امّت من از نور على است،و نور على از نور من،و نور من از [١١]خداى تعالى،و هركه به ما تولاّ نكند او را نور نباشد،ثمّ قرء: وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللّٰهُ لَهُ نُوراً فَمٰا لَهُ مِنْ نُورٍ .
[٣] [١] .كذا در اساس،همۀ نسخه بدلها:ببيند.
[٥] [٤] [٢] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:اريك.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نزديك.
[٨] .اساس+كه،با توجّه به آط و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٩] .آز:نورى.
[١٠] .آب،آز:گذرد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+نور.