روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٢ - ترجمه
مرضىّ [١].پس نور به معنى منوّر باشد.و بعضى اهل معانى گفتند:اصل نور تنزيه و تصفيه باشد،من قولهم:امرأة نوار [٢]،و نساء نور [٣]،اذا كنّ متبريات من الرّيبة [٤]و الفحشاء،قال الشّاعر-شعر:
نوار من صواحبها نوار
كما حال سوار او صوار [٥]
پس بر اين قول معنى آن باشد كه،منزّه است خداى-جلّ جلاله-از هر عيب.
و بعضى علما گفتند نور بر چهار وجه است:نورى است متلألئ،و نورى است متولّد،و نورى است از جهت صفاى لون،و نورى است از طريق مدح احيا [٦].
نور متلألئ چون جرم آفتاب و ماه و ستاره است،و نور متولّد آن [٧]شعاع است كه از ايشان بتابد بر ما،و آنچه از صفاى لون باشد چون نور جواهر روشن باشد و هر جسم كه در او صفايى باشد چون آينه و مانند آن،و آن نور كه از جهت مدح بود چنان كه گويند [٨]:نور البلد و شمس العصر،و كما قال الشّاعر-شعر:
فانّك شمس و الملوك كواكب
اذا طلعت [٩]لم يبد منهنّ كوكب
[١٠٢-پ]و قال آخر-شعر:
قمر القبائل خالد بن يزيد
و قال آخر-شعر:
اذا سار عبد اللّه من مرو ليلة
فقد سار منها نورها و جمالها
امّا حقيقت [١٠]نور جسمى باشد رقيق،مضىء،چنان كه ما مىبينيم از شعاع آفتاب و ماه و روشناى آتش.و حقيقت ظلمت،جسمى باشد رقيق مختصّ [١١]به هيئت سواد
[١] .آز:رضى.
[٢] .مش:نوار.
[٣] .آج،لب،آل:نورا.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:الزّينة.
[٥] .كذا در نسخۀ اساس:مصرع دوم در همۀ نسخه بدلها بدين صورت:كما فاجاك سرب او صوار،و در چاپ مرحوم شعرانى(٢١٧/٨)به صورت:كما فاجاك سرب او سوار،ضبط شده است.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:آن.
[٧] .آج،لب،آل+نور.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+فلان.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:اذا ما بدت.
[١٠] .اساس+ظلمت،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها،زايد مىنمايد.
[١١] .آج،لب،آل:مختص.