روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦١ - ترجمه
خود بر ايشان.آنگه گفت:
انّ اللّه تعالى خلق الخلق و كان [١]غنيا عن خلقهم لم يخلقهم لجرّ منفعة و لا لدفع مضرّة و لكن خلقهم و احسن اليهم و ارسل اليهم الرّسل ليفصلوا بين الحقّ و الباطل فمن احسن كافاه بالجنّة و من اساء كافاه بالنّار ،گفت:
خداى تعالى خلقان را بيافريد و از ايشان مستغنى بود،نه براى جرّ منفعتى آفريد ايشان را و نه براى دفع مضرّتى،بيافريد ايشان را و پيغامبران فرستاد به ايشان،و بيان حلال و حرام كرد ايشان را،تا فصل و تميز كنند ميان حق و باطل،و هركه احسان كند او را مكافات كند به بهشت،و هركه اساءت كند مكافات كند او را به دوزخ.
محمّد بن على التّرمذىّ گفت:خداى تعالى خلقان را براى عبادت آفريد تا او را پرستند و او ثواب دهد ايشان را برآن.اگر عبادت [٢]كنند،امروز بندگانى باشند آزاد كرام،و فردا آزادانى باشند پادشاه در دارالسّلام.و اگر [٣]عبادت او رها كنند،امروز بندگانى گريخته سفله لئام باشند،و فردا بندگانى در بند و زندان در ميان اطباق [٤]نيران.امّا قوله تعالى: وَ مٰا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّٰ لِيَعْبُدُونِ [٥]،بر حقيقت غرض خداى تعالى نه رنج مكلّفان است،غرض او آن است كه:از اين عبادت به منزلتى رسند كه ممكن نيست و در حكمت نيكو نيست ايشان را به آن نعمت رسانيدن،الّا از آن طريق-چنان كه در كتب اصول بيان كرده است [٦].
آنگه ثناى خود گفت تا ما را بياموزد كه بدون چگونه ثنا بايد گفتن [٧]: فَتَعٰالَى اللّٰهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ ،بلندقدر است خداى-جلّ جلاله-و او پادشاهى است بهدرستى و راستى. لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ ،جز او خداى،خدايى نيست،و او خداوند عرش كريم است، و مراد به كريم در آيت مكرّم و معظّم است.
[١] .اساس:فى مكان،به قياس با نسخۀ آط،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+امروز.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز آل+و.
[٥] .سورۀ ذاريات(٥١)آيۀ ٥٦.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+كه خداى تعالى خواست،تا آنچه به مكلّفان دهد در بهشت بر سبيل استحقاق دهد مقرون به تعظيم و تبجيل و در حكمت نيكو نباشد تا مستحق را تعظيم كردن،پس تكليف كرد ايشان را تا به تحمّل آن مستحق شدند تا آن نعمت بر بليغتر وجهى برساند.و اين از غايت كرم اوست تعالى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مش+گفت.