إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٦٥٩ - الجو المحيط بظهور المهدي كما صوره أحد علماء المسلمين القدامى
آنكه حجت حق تعالىاند بر بندگان، زيرا كه حقيقت امامت، اتمام حجت الهى است بر خلايق، و حجت حق تعالى بايد كه در هر زمان و عصرى بر بندگان او قائم باشد و چون او در جميع اعصار موجود است وجود او حجت قائم است تا قيامت بر بندگان، كه ايشان نگويند كه زمان ما از كسى كه حق تعالى را بر ما ظاهر گرداند خالى بود، چنانچه حضرت حق جلا و علا در باب كفار مىفرمايد:أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ فَقَدْ جاءَكُمْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ. و چون در ازمنه سابقه قبل از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم پيغمبران مىبودهاند كه امامت حجت مىكرده، و آن حضرت خاتم پيغمبران است و بعد از آن حضرت پيغمبرى نيست ائمه هدا قائم مقام آن حضرتند در اتمام حجت. و لطف الهى مقتضى آن است كه اين حجت قائم باشد، پس وجود حضرت امام مهدى را موجب قيام حجت كرد و آن حضرت را حجت قائم لقب شد.
و از القاب آن حضرت منتظر زمان ظهور است زيرا كه آن حضرت انتظار مىكشد كه امر الهى به ظهور او درآيد و او عالم را از عدل و احسان مالامال سازد، و جماعت اماميه را مدت انتظار حكايات و اخبار بسيار هست كه همه دلالت بر آن مىكند كه آن حضرت در زمين ساير و داير است با شوكت و اسباب و موكب پادشاهى و در همه اقطار عالم ميان مردم خود مىگردد، و بر هر كس كه مىخواهد ظاهر مىشود.
و روايت كردهاند كه در مبادي حال كه آن حضرت پوشيده بود تا مدت صد سال و به قولي بيشتر توقيعات او ظاهر مىشده و داعيان بودهاند كه ايشان توقيعات در هر زمان به محبان مىرسانيدهاند. و در كتاب «كشف الغمة» اسامى آن داعيان ياد كرده و توقيعات حضرت امام كه در آنجا شيعه و جماعت خود را امر و نهى در امور فرموده تمامى آورده و بعد از صد سال يا زيادت، نوبتى توقيعى بيرون آمده و در آنجا فرموده بوده است كه اين غيبت صغرى بود كه ما خود غايب بوديم، و توقيعات