فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٧ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت (٢) آیت الله سيدمحسن خرّازى
بسان انسان و سايرحيوانات باشد. دراين صورت اگر تصوير حيوانى را به صورت كامل و تمام نقاشى كند و دميدن روح را هرچند با مسامحه و مجاز در آن تصوير جاى نهد، گويا به خالق جانها دراين جهت كه آدمى را دررحم مادر به تصوير مىكشد خود را همانند ساخته است. چنين است كه روز قيامت به او خطاب مىشود: اى مصوّر! همان گونه كه خداوند در صورتهاپس از تكميل آن روح را مىدمد، تو نيز در نقاشى خود روح را بدم!
با اين توضيح موجوداتى چون جنّ، شيطان و فرشته كه كيفيت ايجاد آنها بدون تصوير و آفرينش تدريجى و بدون تسويه و دميدن است؛ بلكه به صورت بديع و آنى است. حال چه آنها را مجرّد بدانيم يا ندانيم در آنها بسان حيوانات روح دميده نمىشود ـ از حوزه ءاين روايات خارجند. رواياتى كه تنها تكيه گاه درحرمت مجسمه سازى است؛ زيرا اوّلا؛ درحدّ استفاضه است و ثانياً؛ سند برخى از آنها همچون مرسله محمد بن ابى عمير معتبر است.
افزون بر اين، مظنون بلكه ظاهر از مجموع روايات اين است كه جهت حرمت نقاشى و مجسمه سازى، تشبّه و همسانى با خالف هستى در تصوير گرى است كه ازجمله صفات ويژه خداوند است و نقاشى خيالى از موجودات مزبور(جنّ و فرشته) تشبّه به خداوند متعال نيست؛ زيرا اين شخص آن موجود خيالى را از روى همسانى درتصوير گرى با خداوند ترسيم نكرده تا نقاشى او تشبّه به خداوند باشد. مگر گفته شود: به هر حال اين شخص درمطلق تصوير و نقاشى خود را با خداوند شبيه ساخته است. ضعف اين سخن آشكار است.
لازمه سخن ما آن نيست كه نقاشى حيوان غيرموجود بسان عنقاء يا موجودى كه داراى چند سراست را جايز مىدانيم؛ زيرا مدعى نيستيم كه ادّله منع نقاشى تنها به حيوانات موجود درخارج اختصاص دارند؛ بلكه مدعى هستيم