فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٩ - زمين موات آیت الله غلامرضا رضوانى
در صحاح و المصباح المنير آمده است:
موات زمينى است كه مالك نداشته باشد و كسى از آن استفاده نمىكند. (١٠)
چنانكه صاحب جواهر بيان كرده است اختلاف لفظى كه در تعريفهاى مذكور وجود دارد، مستلزم اختلاف در معناى عرفى آن نيست. ايشان پس از نقل كلام شرايع مىگويد:
تعريف شرايع از موات، مطابق تعريف عرفى آن است و اين تعريف مورد قبول المختصر ا لنافع، جامع الشرايع، تحرير،دروس ، لمعه، مسالك، روضه و كفايه است. شايد قول اينان هيچ تفاوت و اختلافى با آنچه در صحاح و مصباح آمده ندارد. و قاموس، قسمت اول تعريف را پذيرفته است. نهايه، موات را زمينى مىداند كه زراعت نشود؛ آباد نباشد و در ملك هيچ كس نباشد. در تذكره آمده است: موات زمينى است كه ويرانه باشد و ساكنانش آن را ترك كرده اند و آبادى آن از بين رفته است.
منظور همه اين تعريفها از موات، زمين متروك است؛ چه در گذشته مملوك بوده چه نبوده باشد. زيرا مملوك بودن يا نبودن در صدق ا سم «موات» تأثيرى ندارد. چنانكه بقاى آبادى و آثار جويهاى آب نيز در صدق اسم «موات» موءثّر نيست. (١١)
توهّم شده كه اگر چه حرف «لام» فى نفسه ظهور در ملكيّت دارد، امّا در اين روايات «له» مفيد ملكيّت نيست. به قرينه آنكه در روايات ديگرى حرف «لام» براى غير ملكيّت به كار رفته است.
مثلا در روايت ابى بصير آمده است:
سألت أبا عبداللّه (ع) عن شراء الارضين من أهل الذمّة. فقال: لابأس بأن يشتريها منهم إذا عملوها و أحيوها فهي لهم. و قد كان رسول اللّه (ص) حين ظهر على خيبر و فيها اليهود خارجهم على (أن يترك) الارض في أيديهم
(١٠)المصباح ا لمنير،ج٢،ص٥٨٤، الصحاح،ج١،ص٢٦٧.
(١١)جواهر الكلام،ج٣٨،ص٩.