منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٤
سه بار طلاق در يك مجلس و نهي از نماز بعد از عصر و بسنده نكرد ، بلكه يك سياست كلي در حيات اجتماعي و نظام اداري خلافت اسلامي به شمار میرفت كه از نماز تراويح آغاز شد تا ديگر اجتهادات .
دكتر ناديه شريف عمري ـ آنجا كه به وارسي حديث نماز تراويح میپردازد ـ مینويسد :
بر اساس روايات ، اين كار در سال ١٤ هجري روي داد . عمر به شهرها نامه نوشت و مسلمانان را بر اين نماز فراخواند ، و براي مردم دو امام قرار داد ؛ يكي براي مردان و ديگري براي زنان .[٢١]
دكتر اعظمي ، سخن بعضي از منكران سنّت را در پاكستان نقل میكند ، در آن آمده است :
ميگويند : خطاي اساسي كه بعد از خلفاي راشدين تاكنون در ميان مسلمانان رخ داد اين است كه آنان روح اسلام را درنيافتند ؛ چراكه اسلام نظامي مبتني بر شوراست ، قرآن ما را به امور كلي فرامي خواند و تفصيل آن را به مجلس شوراي مسلمانان وامي گذارد تا طريقه نماز و نسبت زكات را ـ بر حسب زمان و مكان ـ مشخص سازند .
اين ، همان چيزي است كه ابوبكر و عمر و خلفاي راشدين فهميدند . آنان با صحابه به مشورت میپرداختند ، و آنجا كه حس میكردند «سنّت» نيازمند اضافه چيزي هست ، آن را میافزودند ، و اگر ضرورتي براي تغيير نمیيافتند ، باقي میگذارند .
اگر سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم امري دائمي بود ، پيامبر آن را براي ما به صورت كتاب آماده میساخت .
[٢١] . اجتهاد الرسول: ٢٨٥؛ و بنگرید به، مصنّف ابن ابي شيبه ٢: ٣٤، حديث ٦١٤٩؛ طبقات ابن سعد ٣: ٢٨١؛ تاريخ طبري ٢: ٥٧٠؛ فتح الباري ٤: ٢٥٣؛ تنوير الحوالك ١: ١٠٥ -