فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٣٨ - آيا تحقق علم مطلق ممكن است يا نه
و در صورت اطلاق وصيت نبايست از حدود متعارف تجاوز كند. و وقتى متعارفى نباشد بايد عمل خود را با مصلحت وفق دهد. و حق ندارد بدون اينكه از طرف موصى، وصى در ايصاء باشد باين عمل اقدام نمايد.
در چنين صورتى يعنى نداشتن حق تفويض وصيت بديگرى امر با حاكم شرع خواهد بود.
و در صورت بروز خيانت امر بحاكم شرع رجوع خواهد شد كه بنظر خود ضم امين كرده يا او را عزل نمايد.
در صورتى كه موصى عدالت را در وصى شرط كرده باشد حاجتى بعزل نداشته به مجرد خيانت و فسق قهرا منعزل شده و حاكم استقلال خواهد يافت.
(كليات حقوقى ص ٣٥٣، ٣٥٤).
وَصيَّة
- در لغت اطلاق بر چند معنى شود اندرز و نصيحت. «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً» عطوفت كردن «اوصيت بولدى و استعطفت عليه» قرار دادن مال را براى كسى گويند.
«اوصيت الى فلان بمال: جعلته له» دستور دادن «اوصيت بالصلاة: امرته بها» و در اصل وصل است و اسم آن وصايت است، در اصطلاح فقهاء اجازه تصرف بعد از مرگ در اموال و تسليم اموال است به اشخاص بعد از مرگ و بالجمله تمليك عين يا منفعت يا تسليط بر تصرف بعد از مرگ است و از عقود است و ايجاب آن «اوصيت لفلان كذا او افعلوا كذا بعد وفاتى كذا» است و قبول «قبلت» و جز آن، آنچه دلالت بر پذيرفتن كند.
حنفى گويد: تمليك مضاف به بعد از مرگ است بطريق تبرع و مالكى گويد:
عقدى است كه موجب حق شده در ثلث مال عاقد، كه بمرگ لازم شود و حنبلى گويد امر بتصرف است بعد از مرگ اركان وصيت موصى «بكسر صاد وصيتكننده» و موصى له «بفتح صاد» كسى كه براى او وصيت شده است و «موصى به» مورد وصيت، و صيغه وصيت.
بعضى از فقها گويد در وصيت قبول شرط نيست و مانند ميراث است.
وصيت براى غير وارث در ثلث ممضى است و زائد بر آن را اگر وارث اجازه كردند درست است و موصى له بايد در حين وصيت زنده باشد و لو در بطن ام و بقول فقهاء شيعه موجود باشد و اگر موصى له قبل از قبول مرد، وارث او بجاى او است.
وصيت در صورتى كه براى ايصال حق بصاحبش باشد مانند وصيت بر ودايع و ديون بدون سند واجب است و وصيت بحقوق الله از كفارات، زكاة، روزه نماز و حجة الاسلام بنا بر قولى مستحب است و وصيت براى اهل فسوق مكروه است و براى فقرا مستحب است و براى اغنياء فاميل مباح است، مسأله وصيت از مسائل مهم اسلامى است و چنانكه اشاره شد بعضا واجب است در قرآن مجيد است «كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ» و آياتى ديگر.
(از شرح لمعه ج ٢ ص ٣٠- الفقه