فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٥٣ - نكوهش از منطق
شده است و از اين وجدان حالى مرادست نه عملى و يكى از آن حالات فنا است و فنا عبارت از زائل شدن تفرقه است ميان قدم و حدوث.
(از شرح گلشن راز ص ٥٦٠) حلاج گويد «مواجيد حق اوجد الحق كلها و ان عجزت عنها فهو الكبائر و ما الوجد الا خطرة ثم نظرة تثير لهيبا بين تلك السرائر اذا سكن الحق السريرة ضوعف- ثلاثة احوال لاهل البصائر» (طبقات ص ٣١٠)
مَوادِّ ثَلاث
- (اصطلاح منطقى) مراد از مواد ثلث وجوب، امكان، امتناع است.
رجوع به ماده عقود و امكان و امتناع و وجوب شود.
مَوادّ عُقود
- (اصطلاح منطقى) مراد از عقود همان مواد ثلث است (از اسفار ج ١ ص ٣٢، ٣٦ رجوع بامكان شود).
مُوارِبَة
- (اصطلاح اهل بديع) و آن باشد كه متكلم سخنى گويد كه متضمن امرى باشد كه منكر عليه باشد مانند قول خداى متعال در مقام حكايت از بزرگترين اولاد يعقوب «ارْجِعُوا إِلى أَبِيكُمْ فَقُولُوا يا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ» (از كشاف ص ١٤٤٩).
در ابدع آورد مواربه:
در لغت حيلهكردن است و نزد اهل بديع آنست كه سخنى گويند كه از جهتى محل اعتراض باشد پس از ابتدا راهى براى دفع اعتراض تفحص كرده باشد از تصحيف يا تبديل حركات يا افزودن و كاستن و پيوستن و امثال آن: مجمعى از شاعران ديدم سراسر نكتهدان گفتم آيا شعر حسرت شعر حسرت از شما است بود صدر آراى آن محفل يكى فرخنده راى گفت آرى حسرت و شعرش ز ما هست و ز ماست (از ابدع ص ٣٨٦).
مُوارده
- (اصطلاح بديعى) و توارد نيز گويند آنست كه اتفاق افتد در شعر دو شاعر كه در بيتى كلا يا بعضا توافق كنند.
جمال الدين عبد الرزاق گويد:
گويند صبر كن كه شود خون بصبر شير
آرى شود و ليك بخون جگر شود