فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٨٧ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
(دانشنامه بخش منطق ص ١٢٤).
مُسَدَّسات
- (اصطلاح فلسفى) و اخوان الصفا بكار بردهاند و اطلاق بر امورى كردهاند كه شش، شش ميباشد بدين قرار:
٦ برج مذكراند ٦ برج مؤنثاند ٦ برج نهاريند ٦ برج ليلىاند ٦ برج شمالىاند ٦ برج جنوبىاند ٦ برج مستقيم الطلوعند ٦ برج معوجة الطلوع ٦ برج فوق ارض است ٦ برج تحت ارض است ٦ حال كواكب: اوج، حضيض، شرف هبوط، رأس جوزهر، ذنب آن.
مقترنات، متقابلات، مربعات مثلثات، مسدسات، مخمسات، جهات ست.
(از رساله دوم نعسانيات ص ٢٠٦)
مُسَمَّط
- (اصطلاح ادبى) مشتق از تسميط است و آن در لغت مرواريد در رشته كشيدن است و در صنايع چنان است كه شاعر دو مصراعى گويد كه در وزن و قافيه متفق باشند و در آخر مصراع آخر كه متفق است اصلى بياورد كه بناء شعر بر آن كرده است خواه قافيه اصلى موافق با قافيه مطلع باشد يا نه و اين مصراعها را سمطى نهد و باندازه آنها نيز اشعارى سرايد و بتوضيح ديگر چند مصراع گويد كه مصراع آخر بر قافيه ديگر بود و بعد شروع به بند ديگر كند با هر قافيه كه خواهد لكن قافيه مصراع آخر بر سياق قافيه: مصراع آخر بند اول بود. مانند:
خيزيد و خز آريد كه هنگام خزانست
باد خنك از جانب خوارزم روانست
اين برگ رزانست كه بر شاخ رزانست
گوئى بمثل پيرهن رنگ رزانست
دهقان به تعجب سر انگشت گزانست
كاندر چمن و باغ نه گل ماند نه گلنار