فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٨٣ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
مخالفت و موافقت مقتضاى عقل موجب مدح و مذمت است نه عقاب و مثوبت لكن اين نظر مردود شناخته شده است و و درين مورد عده گويند عقل را حكمى نيست و مدركات عقلى نسبت بامورى مانند حسن و قبح امور بسته به عادت و تربيت و اخلاق است و در هر حال از نظر فقه اسلامى مسأله مدركات عقلى يكى از مسائل مهم است و اساسى است كه حتى آن را جزء ادله اربعه فقهيه قرار دادهاند و اخبارى است كه «كل ما حكم به العقل حكم به الشرع» و جز آن
مُسْتَقيمُ الطُّلوع
- (اصطلاح نجومى) رجوع شود به صاعد و هابط
مُسْتَنَد
- (اصطلاح حديث) رجوع به حديث مسند شود.
مُسْتَنَدُ المعرفة
- حضرت واحديت را كه منشأ تمام اسماء الهيه است مستند- المعرفة گويند كه تمام معارف و اسماء و صفات بدان بازگشت كند (كشاف ص ٦٤٧- شاه نعمت الله ص ٢٧).
مُسْتَنير
- موجودات از نظر شيخ اشراق يا منيراند كه خود منور غير و متنور بالذاتاند و يا مستنيرند كه از منير بالذات كسب نور كنند اعم از نور حقيقى كه وجود و كمال باشد و يا نور مجازى چنانكه ماه از آفتاب نور مجازى گيرد و انوار طوليه و عرضيه از نور- الانوار نور حقيقى گيرند.
(رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات ص ١٢٣ و ١٣٤ و ١٣٥)
مُسْتَنيرات
- (اصطلاح نجومى) مراد كواكباند كه از آفتاب نور گيرند.
مَسْتورى
- (اصطلاح ذوقى) مستور يعنى پنهان و آنچه عيان نباشد و كنه ماهيت الهى را گويند كه از ادراك كافه عالميان مستور است (اصطلاحات فخر).
صائب گويد:
مستورى حسن از نظر بوالهوس ماست
اين آينه رو، پردهنشين از هوس ماست