فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٣٠ - م
دور از مرتبت اوست و مراتبى وجود دارد كه خيلى با مرتبت رئيس اول فاصله دارد، و بدين صورت مراتب رياسات منظم مىباشد و بنا بر اين به طور متنازل از عالىترين مرتبت متدرجا فرودتر مىشود تا آنجا كه به مرتبت و مراتب خدمت تنزل يابد تا آن مرتبتى از مراتب خدمت كه نه پائينتر از آن مىتواند مرتبتى باشد و نه جنبه رياست در آن وجود دارد.
بنا بر اين هنگامى كه رئيس اول اين مراتب را به نظام آورد و مشخص كرد هرگاه بخواهد در مورد امرى دستور و اندرزى بدهد كه مردم مدينه و يا گروهى از مردم مدينه بدان عمل نمايند و به سوى انجام آن وادار شوند بايد به نزديكترين مراتب به خود دستور دهد و القا كند و سپس آنان به مرتبت نزديكتر به خود دستور دهند و به همين ترتيب تا برسد به آن گروهى كه براى خدمت تربيت شدهاند.
و درين صورت است كه اجزاء مدينه با يكديگر پيوسته و سازگارند و در مراتب معين مرتباند بعضى مقدم و بعضى مؤخر، و نظام آنها مانند نظام موجودات طبيعى خواهد بود و مراتب آنها شبيه به مراتب موجودات طبيعى است، كه از موجود نخستين شروع شده به ماده اولى و عناصر پايان مىيابد و ارتباط و سازگارى آنها درست مانند ارتباط و ائتلاف موجودات مختلف خواهد بود.
مدبر اين گونه مدينهها مانند سبب اول است كه وجود ساير موجودات وابسته به او و ناشى از اوست و سپس به طور متنازل مراتب آنها متدرجا فرود مىآيد تا آنجا كه هر يك هم رئيس بود و هم مرءوس، و باز تا آنجا فرود مىآيد كه به موجوداتى مىرسد كه صرفا در مرتبت خدمت بوده و رياستى در آن وجود ندارد و وجود آن به خاطر غير است و آن ماده اولى و اسطقسات است.
حصول سعادت
وصول به سعادت تنها از راه برطرف شدن شرور و بديهاى ارادى از بين ملتها و مدينهها حاصل نمىشود و بلكه بايد همه بديها اعم از ارادى و غير ارادى زدوده گردد و به جاى آن خيرات برقرار گردد، هم خيرات ارادى و هم خيرات طبيعى.
كار سياستمدار مدينه كه ملك آن است، اين است كه نظام مدينهها را بدان سان نمايد كه اجزاء و دستهها و اعضاء مدينهها با نظام خاصى به يكديگر پيوسته گردند و آن چنان سازگارى و ترتيب بين آنها برقرار كند كه همه جمعا جهت زدودن بديها و حصول خوبيها به يكديگر كمك و معاونت نمايند، و باز در آنچه از سوى اجسام سماوى آيد به نيكى بنگرد، آنچه خوب و نافع و سازگار است و در سعادت انسانها مؤثر است باقى بگذارد و بدان بيفزايد، و آنچه زيانآور است در جهت سودمند كردن آن كوشش كند، اگر ممكن باشد و اگر نه در از بين بردن آن كوشش كند و يا در تقليل آن.
و بالجمله هدف وى از بين بردن هر دو نوع شر و تحصيل هر دو نوع خير