فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٦٠ - م
دارد از آفتاب سوى مشرق يا سوى مغرب.
و زآنجا برود تا بهمان بعد بدان جهت باز آيد تمام شده باشد. و لكن شكلهاى نور اندر قمر ماننده بعدهاى او بود از آفتاب.
پس ماه آنست كه قمر بدو كرانه او بيكى شكل بود از نور و يكى جهت از آفتاب. و بدين مدت هم برين حال سوم بار نبود. و مردمان بعادت از اين شكلها ماه نو گزيدند باستعمال. زيرا كه همچون آغاز است ديگر اشكالها را. و زوى تا بهمچون اوى بشكل و بنهاد بيست و نه روز است و نيم روز و چيرگى اندك بر آن زيادت و چون نيمه روز بكار بردن ميان روزهاى تمام دشخوار بود، جمله دو ماه پنجاه و نه روز شمردند.
يكى از اين دو ماه سى روز و ديگر بيست و نه روز. و اين تقدير بحسب رفتن ميانه است هم آن قمر و هم آن شمس. و اما برفتن مختلف چون ماه را بديدار چشم دارى، بود كه دو ماه پيوسته يا سه ماه، تمام تمام آيد يا كم. و اما ماه اصطلاحى آنست كه دوازده يك باشد از سال طبيعى يا از آنچ بدو نزديك است.
ماههاى اقْوام
- (اصطلاح نجومى و گاهشمارى) ماههاى جهودان با ماههاى عرب راستاند و ميانشان خلاف نيوفتد مگر يك روز گاهگاه از بهر حالهاى كه اندر كيش جهوداند و لكن هميشه يك نام از آن ماهها با يكى نام از اين ماهها موافق و بهم نباشند. زيرا كه از آن ايشان كبيسه كرده آيد و آن مسلمانان نه.
و اما ماههاى هندوان با ماههاى مسلمانان و آن جهودان راست اوفتد و آغاز با جهودان نزديكتر افتد. ازيراك حساب از وقت اجتماع گيرند.
و اما موافقت نام با نام ماه هندوى با ماه مسلمانان، دو سال و سه سال بيكجاى آيد. چون ادماسه كنند مخالف شود و بار ديگر بيكجاى آيد دو سه سال تا بادماسه ديگر مخالف شود و همچنين.
پس ماههاى هندوان با ماههاى مسلمانان بر يك حال نيايند. و لكن با ماههاى جهودان باغلب موافق باشند نام با نام. و گاهگاه خلاف كنند، كه كبيسه هر دو گروه بيك سال نيفتد يا بماهى بعينه. و آنگاه از پس از آن، از مخالفت بموافقت باز آيند.
و اما ماههاء سريانيان با ماههاء روميان موافقند هم بعد روزگار و هم نام با نام، و لكن خلاف بسر سال است، كه روميان او را از كانون الاخر همىگيرند.
و اما ماههاء قبطيان آغاز سر سال ايشان باول ديماه پارسيان يكى است و هر ماهى با ماهى از آن هر دوان تا بآخر آبانماه، آنگه از پس مخالف شوند از قبل مخالفى جايگاه پنج روز افزونى، آنك از آبانماه نهاند چنانك عامه پندارند. و لكن از پس او نهاده است، زيرا كه نوبت آخرين بهيزكها كه پارسيان كردند آبانماه را بود. و اين پنج روز دزديده كه آن را نيز اندرگاه خوانند از پس آبانماه نهادند تا نشانى باشد آن ماه را كه دوباره كرده آمد.
و اين عادت ايشان بوده است بهر ماهى كه او را نوبت بهيزك بودى، كه اين مسترقه اى دزديده بآخر او نهادندى.
و اما ماههاى سغديان و اينان مغان ما وراء النهراند، آغاز سالشان و آن ماه