فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٨٠ - ق
بلكه لازم ميشود كه موارد آن در كتب فقهى مسطورست در كليات حقوقى آمده است.
قسم استظهارى در جانى است كه شخص بعنوان اينكه از ميت طلبكار است اقامه دعوى نموده و دعوى خود را بوسيله شهود اثبات كرده باشد در چنين موردى حاكم بدون اينكه از او درخواستى شده باشد مدعى را قسم خواهد داد كه ذمه ميت تا حين فوت اشتغال بدين داشته است زيرا ممكن است ميت شخصا يا به واسطه وكيل دين را پرداخته يا بديگرى حواله نموده يا ذمه او را ابراء كرده و يا در برابر دين رهنى هم داشته است.
قسم استظهارى در مورد دعوى بر ميت منصوص است. آيا ممكن است اين حكم را من باب منصوص العله يا تنقيح مناط بهر كسى كه از اين حيث باو شباهت داشته باشد مثل طفل و مجنون و غائب مفقود الاثر سرايت داد يا نه؟
جائى كه شهود شهادت داده باشند كه ميت تا حين فوت اشتغال ذمه داشته و يا علم حاصل شود باين كه دين خود را تا حين فوت ادا نكرده بوده و دائن هم ذمه او را ابراء ننموده و آن را بديگرى حواله نداده باز هم قسم استظهارى لازم است يا نه؟
و آيا با اقرار قبلى ميت حاجت بقسم استظهارى هست يا نه؟
دعوى وصيت عهدى يا تمليكى بعد از اقامه بينه حاجت بقسم استظهارى دارد يا نه؟
(كليات حقوقى ص ٢٥٦) و نيز قسم بفتح قاف و سين در اصطلاح بديع آنست كه متكلم در طى كلام سوگند ياد كند بچيزى كه دليل جاه و مقام خود باشد يا مراتب عاليه ممدوح يا معشوق يا اشتياق بديار و يار دارد.
مثال از فارسى.
سيد حسن غزنوى گويد:
بدولت تو كه باد افزون و پاينده
بنعمت تو كه بادا همى جاويدان
به خطبه تو كز القاب تست نازنده
بخطه تو كز انصاف تست آبادان
بهمت تو كه اندك شود از آن بسيار
برحمت تو كه دشوار از آن شود آسان