فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٩٤ - ى
يَعْقُوبيَّه
- (اصطلاح كلامى) يكى از فرق نصارى است. اصحاب يعقوب نامى را گويند كه معتقد به وجود اقانيم سهگانه بود و وجود خدا را مثل آدميان مركب از گوشت و پوست و ... ميدانست، وى گويد: خدا تبديل به مسيح شده است.
(از ملل و نحل شهرستانى ص ١٠٩، ١١).
يَقْظَه
- (اصطلاح عرفانى) يقظه يعنى بيدارى و در اصطلاح صوفيان بدين معنى است كه خداوند تعلق نفس يعنى روح را بر سه قسم قرار داده است يكى آنكه لمعان كند ضوء آن بر جميع اجزاء بدن اعم از ظاهر و يا باطن آن كه آن را يقظه نامند ديگر آنكه منقطع شود ضوء آن بالكليه كه موت گويند و سه ديگر آنكه منقطع شود ضوء آن از ظاهر بدن دون الباطن كه نوم گويند.
(از دستور العلماء ج ٣ ص ٤١٣) يقظه عبارت از بيدارى از خواب غفلت است و موجب آن «واعظ الله» و معرفت و تجلى انوار الهى است در قلوب كه بواسطه اجابت دعوت هاديان الى طريق الحق و خدمت اولياء الله حاصل ميشود.
پس بخسبم باشم از اصحاب كهف
به ز دقيانوس باشد خواب كهف
يقظهشان مصروف دقيانوس بود
خوابشان سرمايه ناموس بود
خواب بيداريست چون با دانش است
واى بيدارى كه با نادان نشست
پس در اين تركيب حيوان لطيف
آفريد و كرد با دانش اليف
نام كالانعام كرد آن قوم را
زانكه نسبت كو به يقظه نوم را
روح حيوانى ندارد غير نوم
حسهاى منعكس دارند قوم
يقظه آمد نوم حيوانى نماند
انعكاس حس خود از لوح خواند
همچو حس آنكه خواب او را ربود
چون شد او بيدار عكس او نمود
لاجرم اسفل بود از سافلين
ترك او كش لا احب الآفلين