فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٩٣ - ى
است با دشوارى «كيفية» فى الجسم يقتضى صعوبة التشكل و التفرق و الاتصال».
شيخ اشراق بيان مفصلى در رد گفتار فلاسفه در مورد تقسيم عناصر و انتساب كيفيات خاص از نظر مشائيان دارد.
(رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات ص ١٨٨- ١٨٩).
ياقُوت
- (اصطلاح ذوقى) ياقوت جوهر مشهور است و نزد صوفيه ياقوت احمر عبارت از نفس كل است كه كليت آن ممزوج است بظلمت متعلق به جسم بر خلاف مفارقات و عقل مفارق كه از آن تعبير به «بدرة البيضاء» شود.
(كشاف ص ١٥٤٣- اصطلاحات خطى ث ٨٥٤)
يَد
- (اصطلاح فقهى و ادبى) نزد سالكان يد كنايت از يد اله و قدرت كامله حق است كه فرمود يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ در فقه تصرف بيد تصرف مالكانه است يعنى تصرف يكى از نشانههاى مالكيت است و بهر حال قاعده يد و اماره يد مواردى دارد و احكامى.
يَدِ امانى
- (اصطلاح قواعد فقه) در كليات حقوقى آمده است:
اگر چه وضع يد بر مال غير موجب ضمان است و لكن اين وقتى است كه مال بطور امانت دست ذو اليد نيامده باشد و الا تلف مال جز در صورت تعدى يا تفريط موجب ضمان امين نخواهد شد و بر او جز يمين متوجه نمىشود چنانكه معروف است «ليس على الامين غير اليمين».
و در اين حكم فرقى نيست بين اينكه امانت محضه بوده و مال بنفع صاحب مال بدست امين افتاده باشد مثل وديعه كه استنابه در حفظ مال بمنظور مصلحت مالك صورت گرفته است يا بنفع قابض مال تسليم او شده باشد مثل عاريه و يا اينكه امانت مختلط باشد مثل تسليم عين مستأجره و مال قراض (مضاربه) و نظائر اينها.
پس حكم در جميع امانات عدم ضمان است و ضمانت با امانت جمع نمىشود.
(كليات ص ٤٠، ٤١) رجوع به امانت و ضمانت شود.
يَدِ ضَمانى
- (اصطلاح فقهى) رجوع به ضمانت شود.
يدان
- (اصطلاح عرفانى) يدان تثنيه يد است و نزد صوفيه عبارت است از اسماء متقابله الهى كه اسماء جلالى و جمالى نامند مانند قهار و لطيف.
بعضى گويند: يدان عبارتند از حضرت وجوب و امكان، رجوع بفرهنگ مصطلحات عرفا شود.
يَدِ مُسْلِم
- يكى از ضوابط فقهى آن است كه يد مسلم محترم است و آنچه از دست مسلم گرفته شود از گوشت و پيه و پوست محكوم به طهارت است و گر چه علم بتذكيه آن نباشد.
الْيَزيديَّة
- (اصطلاح ملل و نحل).
اتباع يزيد بن ابو انيسة الخارجى را گويند كه اعتقاد داشت كه خدا حضرت رسول را از عجم بر انگيخت و گمان داشت كه خدا بر او كتابى نازل كرده كه شريعت محمدى را نسخ نموده است و عقيده داشت كه پيروان او همان صابئين مذكور در قرآن مىباشند.
(ضبط ابو انسيه معلوم نيست اصولا مخدوش است).
(از مختصر فرق بين الفرق ص ١٦٨).