فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٧٩ - ن
درباره دلالات اخيره بحث مينمائيم.
چنانچه صحت كلام در دلالت بر مراد قائل خود محتاج به تقدير و اضمار نباشد، دلالت آن صريحى و الا اقتضائى ميباشد.
مثلا دلالت جمله «زيد قائم» بر قيام زيد دلالت صريحى است زيرا صحت آن در دلالت بر معنى مراد احتياج باضمار و تقدير كلمه ديگرى ندارد ولى دلالت جمله «وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ» بر اهل قريه، دلالت اقتضائى است زيرا صحت آن منوط به اضمار و تقدير كلمه «اهل» در خلال جمله است بطورى كه اگر آن كلمه در خلال جمله مستتر نشود كلام قائل غير صحيح و عارى از معنى ميگردد و بعبارة اخرى چون بنا بر دلائل خارجيه مسلم است كه نفس قريه اهليت جوابگوئى ندارد لذا عقل مستمع از سبك كلام و سياق عبارت حكم ميكند بر اينكه مراد قائل اهل قريه است نه خود قريه.
رجوع بامر شود.
نَهى در عِبادات
- (اصطلاح اصولى) در كليات حقوقى آمده است:
نهى در عبادت مقتضى فساد است زيرا عبادت بدون قصد تقرب حاصل نمىشود و مقتضاى نهى مبغوضيت است و تقرب بعمل مبغوض حاصل نخواهد شد.
اما در معاملات نهى از معامله يا راجع است بذات معامله يا بجزئى از اجزاء آن يا راجع بوصف مفارق و يا بامرى خارج.
هرگاه مربوط و متعلق نهى راجع بامرى خارج باشد مثل نهى از بيع، وقت نداء نهى مقتضى فساد نيست.
اما در ساير اقسام موارد مختلف است و لازم است هر موردى بالخصوص مورد نظر و دقت قرار گيرد تا معلوم شود كه مراد از نهى فساد و بيان حكم وضعى است و يا اينكه مراد از نهى بيان حكم تكليفى بوده و سواى ممنوعيت عمل و حرمت آن اثر ديگرى ندارد.
(كليات ص ٤٥)
نَيازِك
(هيوى) نيازك نوعى از سنگهاى مشتعل فضائى است.
نَياط
- (اصطلاح نجومى و هيوى) از ستارگان صورت برج عقرب است و آن هفتمين ستاره آنست واقع بر جلو قلب العقرب و نهمين ستاره كه در پشت اوست.
(از صور الكواكب ص ٢٠٩)
نَيِّرُ الأرْنَب
- (اصطلاح نجومى) از نامهاى ارنب، كرسى الجوزاء، عرشى الجوزاء است.
نَيِّر اصْغَر
- (اصطلاح نجومى) مراد ماه است در برابر نير اكبر و اعظم كه مراد خورشيد است.
نَيِّرِ اعْظَم
- (اصطلاح نجومى) اهل نجوم آفتاب را نيز اعظم دانند و گويند مستقيم الاحوال است، بطبع گرم و خشك. از اول اسد تا آخر جدى ولايت مطلقه آن آفتاب و از آخر سرطان تا اول دلو ولايت ويژه ماهتاب است كه بروج شمسى و قمرى گويند.
نَيِّرُ الثُّرَيّا
- (اصطلاح نجومى) ستارهايست واقع در وسط صورت ثريا كه وسط الثريا