فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٦٥ - ن
و بنا بر اين عدد بسيارى از قواهر مترتبه حاصل شود كه بعضى حاصل از بعضى ديگر بود باعتبار آحاد مشاهدات و بزرگى اشعه تامه كه عبارت از آحاد اشراقات كامله است. و اين قواهر عبارت از اصول اعلون بوند. و سپس از اين اصول بسبب تراكيب جهات و مشاركات و مناسبات آنها انوارى حاصل شود.
چنانكه بمشاركت جهت فقر با شعاعات و همين طور بمشاركت جهت استغناء با شعاعات و بمشاركت جهت قهر با شعاعات و بمشاركت جهت محبت با شعاعات و بمشاركت هر يك از اشعه قاهره بعضى با بعضى ديگر و بمشاركت همه انوار قاهره و مشاهدات و مشاركات ذوات جوهريه آنها و بمشاركات بعض از اشعه آنها با بعضى ديگر تعداد بسيارى حاصل شود و بمشاركات اشعه همه آنها بويژه اشعات ضعيف نازله همه با جهت فقر، ثوابت و كرات حاصل شود و صورتهاى متناسب ثوابت باعتبار مشاركت بعض از اشعه با بعضى ديگر حاصل ميشود.
و بمشاركت آن اشعه با جهت استغناء و قهر و محبت و مناسبات عجيبه كه بين آن اشعه شديده كامله و بواقى يعنى اشعه غير كامله بود انوار قاهره كه عبارت از ارباب اصنام فلكيه بود و اصنام بسائط و مركبات عنصريه حاصل شود و هر آنچه در زير كره ثوابت بود پس مبدأ هر يك ازين طلسمات نور قاهرى بود كه وى صاحب طلسم بود و صاحب نوع بود و موجودى بود قائم به خود و ذاتى بود نورى و بر حسب وقوع ارباب طلسمات در تحت سيطره قهر و يا محبت و نيز بر حسب اعتدالى كه مبادى آنها را بود سعديت و نحسيت و اعتدال كواكب و جز آنها مختلف شود و انواع نوريه قاهره اقدام از اشخاص خود بوند؟؟؟، يعنى در عقل متقدم بودند و قاعده امكان اشرف اقتضا كند كه اين گونه انوار نوريه مجرده موجود باشند.
و وجود انواع جسمانيه در عالم ما صرفا امرى اتفاقى نبود و از انسان بجز انسان پديد نايد چنانكه از گندم بجز گندم بوجود نيايد. پس انواعى كه در اين عالم و بنزد ما محفوظاند صرفا ناشى از اتفاق نبود و نيز صرفا ناشى از تصورات نفوسى كه محرك افلاك و حصول غايت آنها است نبود زيرا تصورات نفوس فلكيه حاصل از عللى است كه فوق آنها است چه آنكه بناچار بايد آن تصورات را عللى باشد.
و آنچه را مشائيان عنايت ناميدهاند بزودى باطل خواهيم كرد.
و قول به صور نوعيه منتقله در مجردات قاهره كه مطابق با مادون خود بود نيز نادرست است چه آنكه عالى از سافل منفعل نشود.
و صورتهاى عارضه در بعضى از مجردات قاهره نيز نتواند حاصل از صورتهاى عارضه در بعضى از مجردات ديگر بود زيرا اين فرض سرانجام بتكثر در نور الانوار منتهى شود پس نتيجه اينكه بناچار بايد نوع انواع جسمانيه در عالم نور بود و قائم بذات خود بود و ثابت و لا يتغير بود.
و باز متصور نبود كه انوار قاهره