فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٦٤ - ن
يكى از عقول سافله صادر شده است در اين صورت چگونه تصور ميشود كه آن بزرگتر از برازخ عاليه و فوق آنها باشد و ستارههاى آن بيش از ستارههاى برازخ عاليه باشد. و سرانجام منتهى به محالات شود.
پس نتيجه آنكه ترتيب وجود بدان نحو كه مشائيان گفتهاند استمرار نيابد و هر كوكبى كه در كره ثوابت است متخصص به موضعى است و وضع معين دارد كه بناچار اقتضا و مقتضايى بود كه موجب تخصص آن بوضع معين شود.
پس انوار قاهره كه مجرد از برازخ و علايق آن ميباشند بيش از ده و بيست و صد و دو صد بو؟؟؟.
از بعضى از آنها اصولا برزخ مستقلى صادر نمىشود زيرا اعداد برازخ مستقله كمتر از عدد كواكب است و اين قواهر كثيره با وجود كثرت مترتباند پس از نور قرب نور مجرد دومى صادر ميشود و از نور دوم نور سوم و همچنين نور چهارم و پنجم تا اندازه بسيار و هر يك از اين انوار مجرده بلا- واسطه نور الانوار را مشاهده كند و از نور الانوار بر او شعاعى تابد و از بعضى از انوار قاهره بر بعضى ديگر منعكس شود پس هر نور عالى بر مادون خود بمرتبه اشراقى كند و هر نور سافلى از نور الانوار بوساطت نور ما فوق خود رتبة رتبة شعاعى قبول ميكند تا آنجا كه نور قاهر دوم از نور الانوار دو مرتبه نور سانح پذيرد يك مرتبه بدون واسطه و مرتبه ديگر بوساطت نور اقرب و نور سوم چهار مرتبه از نور الانوار نور سانح پذيرد دو مرتبه نور دوم بر او منعكس كند و يك مرتبه آنچه خود بدان واسطه از نور الانوار نور سانح پذيرد چهار مرتبه از ناحيه انعكاسى نور سوم بر او و دو مرتبه از ناحيه نور دوم و يك مرتبه بوساطت نور اقرب و مرتبه هشتم از نور الانوار بدون واسطه نور سانح پذيرد.
همچنين انوار سانحه در نزول متضاعف شوند تا حدود زيادى زيرا انوار مجرده عاليه بين انوار سافله و نور الانوار حاجب نشوند كه حجاب از خواص ابعاد و شواغل برازخ بود باضافه اينكه هر يك از انوار قاهره نور الانوار را مشاهده ميكند و همچنانكه دانستى مشاهده غير از اشراق و فيض شعاع بود و چون بدين ترتيب انوار سانحه از نور الانوار متضاعف شود پس چگونه باشد حال مشاهدت هر نور عالى نسبت به سافل و اشراق نور او بر سافل و سافل سافل بدون واسطه و به واسطه از لحاظ تضاعف انعكاس بدان كه اشعه برزخيه هرگاه بر برزخى از برازخ واقع شود بر حسب كثرت آن اشعه نور آن برزخ اشتداد يابد.
و گاه باشد كه در محل واحد شعاعهائى اجتماع كند كه امتياز آنها ممكن نباشد مگر بتمايز علل آنها مانند شعاعهاى چراغهاى متعدد كه بر ديوارى بتابد كه از اين راه دانسته ميشود كه شعاع حاصل از هر يك بجز شعاع حاصل از آن ديگران است.
و سپس در باب آفرينش موجودات ديگر از انوار قاهره گويد: