فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٤٨ - ن
هر كه بامام عدل اقتدا كند و نماز كند، ذمت وى بيقين برى باشد.
ديگر آنكه خداى تعالى فرمود: «وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا»، يعنى: ميل مكنيد به آنان كه ظلم كنند، و فاسق ظالم باشد! و اقتدا كردن بوى ركون و ميل باشد بوى، و خداى تعالى ازين نهى كرده است.
ديگر آنست كه ميان امام و مأموم فضل معتبر است، لقوله ص:
«يؤمكم اقرءكم»
، يعنى: امامت شما آن كس كند كه قارىتر باشد. و فسق نقصى عظيم است، روا نباشد فاسق را بر عدل پرهيزگار مقدم داشتن.
و آنچه روايت كردهاند از قول رسول ص: «صلوا خلف كل بر و فاجر» يعنى نماز كنيد در پس هر كه هست، اگر نيكو كارست و اگر فاسق بدكردار، از اخبار آحاد است؛ دليل عقل را و تواتر را، كه دليل يقينى است، بخبرى كه ظنى بود، ترك كردن روا نبود.
نَمازِ آيات
- رجوع شود به نماز خسوف
نَمازِ اضْطِرارى
- رجوع به نماز مضطر شود
نَمازِ جامِع
- (اصطلاح فقهى) نماز جماعت نمازى است كه به پيشوائى شخصى عادل طبق شرايطى برگزار ميشود.
و بايد كه پاك زاده بود. بحرام زاده اقتدا نتوان كردن، و ناپاكزاده را بر پاكزاده مقدم داشتن زشت است.
و آن كس را كه در او علت پيسى باشد و جذام، و آنكه او را حد زده باشند، و آنكه بر جاى بمانده باشد، روا نبود به ايشان اقتدا كردن، مگر كسانى را كه مانند ايشان باشند.
دليلش طريقه احتياط است.
و نابينا، و بنده، و كسى را كه او را نماز تقصير بايد كردن، اقتدا مكروه باشد.
و چون جمعى حاضر باشند كه همه سزاوار امامت باشند، اولىتر آن كه مهتر قبيله، يا خداوند خانه، يا خداوند مسجد را مقدم دارند، و اگر نه كسى را كه قرآن نيكوتر خواند. و اگر درين متساوى باشند، كسى را كه فقيهتر باشد، و اگر برابر باشند، كسى را كه هاشمى باشد. و اگر برابر باشند، كسى را كه سال بيشتر باشد.
و بدو كس، كه يكى از ايشان امام بود، جماعت منعقد شود. مأموم از جانب دست راست بايستد، و اقتدا كند بامام بعزم و به فعل.
و در دو ركعت نماز هست كه با وجود شرايط آن، نماز جمعه گزارند. و چون آن شرائط نباشد، نگذارند، بايد كه اين جماعت بر ناكردن نماز جمعه، چون شرايط آن حاصل نباشد، ملامت نكنند.
و امام عادل بنزد ايشان امامى باشد كه از او هيچ گناهى در وجود نيايد، و معصوم باشد از جمله قبايح. و اين چنين امام، چون درين زمان حاضر نباشد ازين سبب، نماز جمعه را واجب نگويند.
و در روز آدينه، غسل كردن سنت است، و موى لب گرفتن، و ناخن چيدن، و جامه نيكو پوشيدن، و بوى خوش بكار