فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠١٩ - ن
بيستمين منزل از منازل قمر است. و علامت آن هشت ستاره است متفرق بر كهكشان و حوالى آن از صورت رامى.
و عرب مجره را به جوى آب مانند كردهاند و اين هشت ستاره را به صورت شتر مرغ كه به آب خوردن آمده باشند و آن چهار ستاره كه داخل در مجرهاند نعايم وارده خوانند يعنى در حال آب خوردناند و آن چهار ديگر را نعايم صادره خوانند كه آب خورده در حال بازگشتاند (از بيست باب ملا مظفر)
نُعمانيَّة
- (اصطلاح كلامى) اصحاب محمد بن نعمان را گويند يعنى نعمان ابن ابى جعفر ملقب به شيطان طاق گويد خدا نورى است بر صورت انسان و از همين جا است كه در روايت آمده است كه خدا آدم. را بر صورت خود بيافريد.
(از ملل و نحل شهرستانى ص ٨٨).
نِعْمَت
- (اصطلاح عرفانى) نعمت آنچه بدان انسان در آسايش زيد از مال و متاع و امن و رفاه و سلامت.
عارفان گويند: نعمت ظاهره، اديانست و نعمت عظمى خروج از نفس است، زيرا نفس عظيم ترين حجاب بين بنده و خدا است.
(طبقات ص ٤٧٢).
خداى فرمايد «يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ».
ايشان را بشهود نعمت از خود باز- داشت و اينان را بشرط محبت با خود بداشت.
پير طريقت گفت: الهى، كار آن دارد كه با تو كارى دارد، يار آن دارد كه چون تو يارى دارد، او كه در دو جهان ترا دارد هرگز كى ترا بگذارد.
(از عده ج ٥ ص ١٧٥).
از لحاظ كلامى نيز بحث است كه نعمت خدا كه در آيه «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» بدان اشاره شده است چيست و آيا نعمت خدا بر كفار در دين و دنيا به مانند نعمت او است به مؤمنين يا نه معتزله گويد نعمت حق بر كفار عينا بمانند نعمت اوست بر مؤمنان.
اشعريه اين گفتار را فاسد ميدانند و گويند اصولا خداوند بر كفار نه در دنيا اتمام نعمت كرده است و نه در دين.
(رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج ٣ ص ١٨٧).
نِعْمَةُ اللّهية
- (اصطلاح كلامى) از فرق متصوفهاند منسوب به سيد نعمة الله كه خود منظوما ذكر فرموده باين مطلع:
شيخ ما كامل و مكمل بود
قطب وقت و امام عادل بود
يافعى بود و نام عبد الله
رهبر رهروان اين درگاه