فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٢٦ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
«امپدوكلوس»، «اناكسيمنس»، «اكسينوفان» و جز آنها كه هر يك در مورد وجود و راز آفرينش آراء و عقايدى اظهار كردند و بطور قطع بر مبنى و اساسى فكر ميكردهاند و در اين گير و دار و برخورد عقايد و اوضاع خاص سياسى و اجتماعى يونان دستهاى بنام سوفسطائى ظهور كردند كه يكباره علم طغيان عليه وضع موجود برافراشتند و بهدم بنائى كه فلاسفه و طبقات اجتماعى يونان ريخته بودند پرداختند. در اين ميان سقراط فيلسوف بزرگ يونان خودنمائى ميكند ولى با افكار و عقايد عامه و قضات طغات از يك طرف و افكار و آراء مسمومكننده سوفسطائيان از طرف ديگر بمخالفت برمىخيزد و روش خاصى براى نيل به حقيقت پيش ميگيرد كه همان استفاده از روش خطابى و جدل است و لكن در جدل و خطابه بيشتر توجه به حقيقت ميكند تا اقناع محض و در اين راه از روش برهان نيز استفاده ميكند.
افلاطون- لكن افلاطون به روش خطابه حمله ميكند و شايد منظور وى آن خطابهاى باشد كه مورد استفاده سوفسطائيان- قرار گرفته است وى گويد: فن خطابه بايستى مبتنى بر علم نفس و جدل باشد.
چنانكه محاورات زمان پيرى افلاطون مبتنى بر جدل دقيقست، وى درباره تقسيمبندى فنون و تقسيم معانى بانواع و اجناس و مسأله خطا و حكم نظرياتى دارد. و در مورد طرق بحثهاى علمى مطالبى اظهار كرده است وى مانند استاد خود سقراط گويد:
طرق و سبك جدل تنها راه بحث است نه جدلى كه مورد استفاده سوفسطائيان است بلكه منظور وى مناقشه و جدلى است كه زاييده علم است و موصل به حقيقت، وى گويد:
مراد از جدل راهى است كه عقل انسان را از محسوس به معقول وصل كند و از معنائى بمعناى ديگر رساند. وى اولين كسى است كه به نحو درست از معرفت بحث كرده است و ملاك معرفت حقيقى را خود داند.
و گويد: احساس اولين مرحله معرفت است. رواقيان نيز براى منطق دو بخش قائل شدند يكى جدل و ديگرى خطابه و بدين جهت آن را علم جدل ناميدند.
ارسطو- چنانكه از منابع تاريخى بدست مىآيد پيش از ارسطو منطق يا منطقهاى نامنظم و غير مدونى وجود داشته است لكن اين امر اتفاقى است كه فن منطق با ابواب و فصول و مباحث و مقدمات معين براى اولين بار در يونان باستان بوسيله فيلسوف بزرگ «ارسطو» مدون شده است و ارسطو را بواسطه احاطه علمى كه داشته است «معلم» ناميدهاند.
شيخ الرئيس در آخر منطق شفا از قول ارسطو نقل كند:
ضوابط و قواعد كلى منطق از فلاسفه و حكمائى كه پيش از ما ميزيستهاند بما رسيده و شرح مسائل و تفصيل قواعد و تعيين حدود و ابواب و تنظيم اشكال و ضروب منتج و عقيم اقيسه بدست ما