فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٧٨ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
جنگ با دشمنان دين در نزد اهل ذوق كنايت از قتال و جنگ با نفس جنگ با شيطان هوى و هوس است.
مأخوذ از قرآن كريم كه فرمود ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله.
رجوع به جهاد شود.
مَقادير
- (اصطلاح فلسفى) رجوع به مقدار شود.
تركيبات در معانى فلسفى
مَقاديرِ جِسميَّه
- مراد طول و عرض و عمق جسمانى است، رجوع بمقدار شود.
مَقاديرِ حِسّيَّه
- مراد مقدار اجسام است رجوع باجسام شود.
مَقاديرِ مِثاليَّه
- مراد امتدادات مثالى است و مخصوص موجودات مثالى است.
رجوع به مثال و عالم مثال شود.
مُقارَضَه
- (اصطلاح فقهى) رجوع به قراض و (الفقه. ج معاملات ص ٣٣٨) شود.
مُقارناتِ نَماز
- (اصطلاح فقهى) مقارنات و اركان نماز را در معتقد- الاماميه بدين شرح ذكر كرده است كه اجزاء و اعضاء و مقارنات نماز بر دو گونه است: واجب و سنت.
آنچه واجب است: قيام است، يعنى:
بر پاى ايستادن، و روى بقبله كردن، و نيت كردن، و تكبير احرام گفتن، و اين آن بود كه بگويد: «الله اكبر»، و نيت را باين پيوسته گرداند، و اگر غير «الله اكبر» بگويد نيتش منعقد نگردد، و نمازش درست نبود، دليلش اجماع اين طائفه است، و طريقه احتياط اين اقتضا ميكند، براى آنكه هر كه تكبير چنين گفت، و نماز كرد، ذمت وى بيقين برى گشت.
و در وجوب سلام خلاف است ميان علماء شيعه، و دليل بر قول آن كس كه واجب ميگويد آنست كه بيرون آمدن از نماز واجب است بىخلاف. و چون بيرون آمدن از نماز واجب باشد، بافعالى كه منافى نماز بود چون حدث كردن و غير آن روا نيست بيرون آمدن، و درين خلافى نيست ميان شيعه پس واجب باشد بسلام از نماز بيرون آمدن.
و هيچ خلاف نيست كه رسول ص به سلام از نماز بيرون آمدى، و فرموده كه:
«صلوا كما رأيتموني اصلى»
. ديگر فرموده است:
«مفتاح الصلاة الطهور، و تحريمها التكبير، و تحليلها التسليم»
، يعنى: كليد نماز طهارت است و تحريم نماز تكبير است، و تحليل نماز تسليم. پس بايد كه بغير سلام تحليل آن نماز حاصل نشود.
و دليل بر آنكه سلام يك بار بيش نيست آنست كه از سهل بن سعد الساعدى روايت كردهاند كه از رسول خداى شنيدم كه يك بار سلام داد، و هيچ بر وى نيفزود.
و از عايشه روايت كردهاند كه رسول ص يك سلام دادى، و اندكى اشارت به جانب راست كردى. و اگر بجانب وى كسى باشد، سلامى ديگر بدهد، و اشارت بجانب چپ كند.
(رجوع شود به معتقد الاماميه ص ٢٢٦، ٢٣٢).
ديگر آنكه روايت كردهاند كه رسول