فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٢٢ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
تا از هر دانش بهره داشته باشند و دانشمند باشند و چون دانشمند را به زبان يونانى سوفيست مىگفتند خطباء و سخنوران را سوفيست ناميدند.
اين دسته كه بعدها منشأ تحولات عميقى در قسمتهائى از فنون و علوم عصر خود شدند مورد تكريم و احترام واقع شدند و بالاخره در قرن پنجم ميلادى در شهرهاى يونان خاصه در آتن موضوع سخنورى بسيار مورد توجه دانشمندان و مردم واقع شد و چون متدرجا سخنوران از راه عدل و درستى خارج شدند و منافع حقيقى ملت را در نظر نگرفتند و به دنبال نفع شخصى و امور مادى خود رفتند تعليماتى كه مىدادند زيادتر براى غلبه بر خصم بود نه رعايت حق و عدالت و بدين جهت بازار مغالطه و عوام فريبى رايج شد و در نتيجه سوفيستها مغالطهكار شناخته شدند و بطور كلى سوفسطائيان مادى با مغالطهكارى معروف شدند.
در مقدمه كتاب سفسطه شفاء شيخ الرئيس. ابراهيم مدكور آرد: سوفيست در يونان به معنى محب دانش آمده است و در قرن پنجم ميلادى اين معنى تغيير يافت تا آنكه سوفسطائى بعده مىگفتند كه حمله علم بودند، كه خطابه و بلاغت مىآموختند و چون براى غلبه بر خصم متوسل بهر امرى مىشدند بدين جهت آنها را اهل جدل گفتند.
در مقدمه محمد سليم سالم بر فن خطابه كتاب شفاء شيخ الرئيس گويد: فن خطابه بدوا در جزيره صقليه پديد آمد و اولين كسى كه از مردم صقليه بدان پرداخت كوراكس بود كه بعدها اعراب او را غراب الخطيب ناميدند، وى رساله در فن خطابه براى شاگردانش نوشت و در آن كتاب بدو موضوع اساسى توجه كرد.
اول ترتيب دوم برهان و ادله مورد استفاده خطيب.
دومين فرد تراسوماخس از بزرگترين معلمان خطابه است (٤٥٥ ق م) كه ارسطو بارها از وى نام برده است، ابن سينا نيز نام وى را برده است.
ديگر افلاطون است كه بعدها به خطابه توجه كامل كرد و كتابهاى وى همه مؤيد اين معنى است كه او خطيبى زبردست و سخنورى عاليمقام بوده است.
ديگر جورجياس است كه در تاريخ علوم بلاغت و فلسفه مشهور است.
ارسطو بطور قطع متأثر از استاد خود افلاطون مىباشد.
ارسطو در باب خطابه كتابهائى نوشته است و مهمترين آنها كتاب معروف وى ريطوريقا است كه در زمان پختگى تحرير كرده است. اين كتاب بارها به عربى ترجمه شده است و به احتمال ضعيف گويند اين كتاب را احمد بن طبيب سرخى نخستين بار ترجمه كرده است و سپس اسحاق بن حنين (متوفى ٢٩٧ ه).
و فارابى شرحى بر اين كتاب نوشته است و بعدا ابن سينا.
در هر حال در طى تاريخ سخنورى در يونان باستان عده پيدا شدند كه با سوفسطائيان مغالطه كار به مبارزه برخاستند و بناى مبارزه با سفسطه و مغالطه را گذاردند.