فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٢٠ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
داده و از آن صرف نظر ميكند.
معاطات اعم از اينكه مفيد ملك باشد يا اباحه در غير بيع، اعم از عقود لازمه و جائزه باستثناء نكاح جارى است.
خلاصه معاطات عقدى است جائز و هر يك از طرفين مادامى كه عوضين بحال خود باقى بوده و موجود باشد حق رجوع و بهم زدن آن را خواهند داشت.
اما با تلف عوضين يا احد عوضين مانند ساير عقود جائزه لازم خواهد شد زيرا حق رجوع در جائى است كه عين باقى و بر قرار باشد و با تلف عين موضوع زائل و حق ساقط ميشود و مقتضاى آن لزوم عقد است.
(كليات ص ٧٥)
مُعاقَبَه
- باصطلاح عروضيان دو سبب حفيف باشد كه در بيتى متوالى باشند (رجوع شود به دره. ص ٢٣).
مَعالِمُ أعلامِ الصِّفات
- (اصطلاح ذوقى) معلم محل ظهور صفات است مانند معالم دين و معالم الطريق و اعضاء شريف انسانى را معالم گويند، چون عين، سمع كه معالم و اصول صفات باين محلها ظاهر ميشود.
(رسائل شاه نعمت الله ج ١ ص ٥٠)
مُعامِلات
- (اصطلاح فقهى و عرفانى) معاملات عبارت از احكام شرعى متعلق بامور دنيا است باعتبار بقاء شخص مانند بيع، رهن، اجاره و نكاح و جز آنها «المعاملات راجعة الى حفظ النسل و المال من جانب الوجود و الى حفظ النفس و العقل ايضا» در مقابل عبادات و بالجمله آنچه مقصود اهم از آن دنيا باشد معامله است (از قواعد ص ٤- موافقات ج ٢ ص ٩- كشاف ص ١٤٦).
عرفا گويند ارباب عبادات چشم بپاداش آن دارند و گفتهاند «مطالبة الاعواض على الطاعات من نسيان الفضل».
(طبقات ص ٣٠٦).
جعفر خلدى گويد «لا يجد العبد لذة المعاملة مع لذة النفس لان اهل الحقائق قطعوا العلائق التى تقطعهم عن الحق قبل ان تقطعهم العلائق» (طبقات ص ٤٣٦).
«المعاملة كلها ترك استعمال الاولى فالاولى من العلم» (طبقات ص ٤٢٨).
محمد بلخى گويد «من ذاق حلاوة المعاملة لا يصبر عنه» و نيز گويد «من ذاق حلاوة المعاملة انس بها» (طبقات ص ٢١٥).
مَعانى و بَيان
- (اصطلاح ادبى) يكى از فنون مهم و اصلى ادبيات معانى و بيان است كه ريشه بس عميق و تاريخى دارد كه تا آنجا كه تاريخ مدون بما نشان ميدهد ريشه معانى بيان عربى و جهان اسلام بازگشت به يونان باستان ميكند و حد اقل تا حدود زيادى متأثر از خطابه و پاره از صناعات خمس منطقى و فنون بلاغى يونان شده است و ازين روى بطور اختصار تحولات آن را شرح ميدهيم.
فن خطابه و بيان از لوازم ضرورى اجتماعات متمدن انسانها بوده و هست و بطور قطع پس از تكوين لغات و واژهها انسانها در اين راه قدم برداشتهاند كه بچه نحو، منظور و مقصود خود را به