فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨١٩ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
نحو كه سبب كشف و روشن شدن مجهولات بود و رساننده به ناشناختهها بود و در شناسائى و معرفت خرده خرده به فطريات رسد و اگر چنين نباشد حصول هر خواست و مطلوبى براى انسان متوقف بر حصول امورى بىنهايت باشد پس از آن، و لازم آيد كه هيچ گاه نخستين دانش و معرفت حاصل نشود و اين امر محال خواهد بود (رجوع شود به شرح قطب ص ٥٠) خلاصه كلام مراد معلومات فطرى است كه به آموختن فطرت انسان را حاصل است مانند هدايت كودك به پستان مادر (رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات ص ١٨).
معاصى كبيره
- (اصطلاح فقهى) و رجوع به كبائر شود.
مُعاطات
- بيعى است كه در آن تشريفات خاص معامله نباشد مثلا صيغه ايجاب و قبول نباشد و بالجمله بيع معاطات عبارت از اين است كه هر يك از متعايعين تبادل نمايند متاع و ثمن را بدون عقد مخصوص، اين معامله را برخى از فقها بطور كلى روا ندانند و برخى بطور كلى روا دانند و بعضى در امور كوچك و معمول به عادت مثل خريد و فروش نان .. روا دانند و در امور بزرگ روا ندانند بعضى آن را بيع كامل دانند و برخى مفيد اباحه تصرف ميدانند و عده ديگر گويند بيع متزلزل است تا تصرف، در مورد اجاره و هبه نيز همين بحث آيد (رجوع شود به مكاسب شيخ انصارى باب بيع معاطات و شرح لمعه ج ١ ص ٢٣٥).
و هى اعطاء كل واحد من المتبايعين ما يريده من المال عوضا عما يأخذه من الاخر باتفاقهما على ذلك بغير العقد المخصوص سواء فى ذلك الجليل و الحقير.
(از شرح لمعه ج ١ ص ٢٣٩).
؟؟ در كليات حقوقى آمده است، در موضوع معاطات و معنائى كه از آن مقصود است بين فقها، اختلاف شديدى است. بعضى آن را تخصيص دادهاند بصورتى كه طرفين قصد اباحه داشته باشند. و بعضى آن را تخصيص دادهاند بصورتى كه طرفين قصد اباحه داشته باشند. و بعضى آن را تخصيص دادهاند بصورتى كه قصد طرفين از آن تمليك باشد. و بعضى ديگر هيچ يك از اين دو قصد را مورد ملاحظه قرار نداده و آن را مجرد از قصد اباحه يا تمليك اعتبار كردهاند.
در حكم معاطات نيز از حيث صحت و فساد و جواز و لزوم اختلاف زيادى است و بين افراط و تفريط واقع شدهاند بعضى از اصل آن را فاسد و بعضى آن را صحيح و لازم ميدانند و نزد بعضى ديگر معاطات صحيح و جايز است و اين قول اقرب بقواعد است.
و بعضى قائل شدهاند باين كه معاطات مفيد اباحه تصرفات است يا بطور مطلق يا بخصوص تصرفى كه توقف بر ملكيت نداشته باشد.
آنچه مشاهده ميشود و عادت عمومى بر آن جارى است اينست كه در موقع داد و ستد قصد طرفين بخريد و فروش است باين طريق كه هر يك در مقابل آنچه بدست آورده، مال خود را از دست