فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٧٠ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
ابا بكر بن يزدانيار گويد: «المريد طالب مرغوب».
(طبقات ص ٤٥٨).
خواجه عبد اللّه گويد: كار مريد با جستجو است و كار مراد با گفتگوست، كار مريد با رياضت است و كار مراد با عنايت است، مريد مرقع خدمت پوشد، و مراد شراب وصلت نوشد، يار لباس قربت پوشد، اغيار شراب فرقت نوشند، رجوع شود بمراد.
(از رسائل خواجه عبد اللّه ص ١١٨).
مُزابِنَه
- (اصطلاح فقهى) در لغت مدافعه باشد و در شرع فروش ثمره است بر درخت يا بيع ثمره بطور گزاف بر درخت قبل از جمع كردن مثلا بگويد اين خرماهاى روى درخت را ده كيل ميدهم و ده كيل خرما ميگيرم و «لا يجوز بيع الثمرة بجنسها اى نوع الخالص كالعنب بالعنب على اصولها اما بيع جميعها فصحيح مع التساوى نخلا كان او غيره و يسمى فى- النخل المزابنه» پس مزابنه بيع خرما باشد به خرما بر درخت و بيع گندم در خوشه بكندم محاقله باشد.
(از كشاف ٦٨٤- شرح لمعه ج ١ ص ٢٦٧).
مِزاج
- (اصطلاح فلسفى) مزاج عبارت از مزج و اختلاط است و چون اختلاط عناصر موجب پيدايش كيفيت مخصوص است آن كيفيت را مزاج گويند از باب نامگذارى مسبب باسم سبب.
مزاج كيفيتى است كه از تفاعل كيفيات متضاده موجوده در عناصر متصغرة الاجراء حادث گردد. «ان المزاج كيفية تحدث من تفاعل كيفيات متضادة موجودة فى عناصر متصغرة الاجزاء يماس اكثر كل واحد منها اكثر الاجزاء و اذا تفاعلت بقواها بعضها في بعض حدث عن جملتها كيفية متشابهة في جميعها و هى المزاج» (از شفا ج ١ ص ٤٤٣).
مزاج كيفيتى است حاصل در جسم كه از عناصر متضادة الكيفية تركيب يافته باشد و يا كيفيتى است ملموسه از جنس اوائل الملموسات و متوسط ميان كيفيات اربعه اول يعنى حررات و يبوست و برودت و رطوبت.
قطب الدين گويد: چون عناصر اربعه بعضى با بعضى ديگر مجتمع شوند بر وجهى كه آن اجسام تفاعل كنند بواسطه كيفيات متضاده تا حدى كه حاصل شود از ايشان كيفيتى متوسط متشابه در جمع اجزاء اين اجتماع امتزاج ايشان باشد و آن كيفيت متوسط مزاج و فساد با مزاج فرق دارد.
(از درة التاج جمله چهارم از فن دوم ص ٢٧ و رجوع شود بدستور ج ٣ ص ٢٤٦- شفا ج ٢ ص ٢٠٧).
فرق مزاج با فساد اين است كه فساد تبديل بسائط است بعضى به بعضى ديگر يعنى انقلاب عنصرى به عنصرى ديگر و مزاج حد متوسط تجمعات است.
(ش ص ٤٣٩).
تركيبات در مقياس فلسفى
مِزاجِ اتَمّ
- مراد از مزاج اتم اكمل مزاجات است كه در جمادات نزديك به نفس نباتى است و در نباتات نزديك به نفس حيوانى است و گاه از مزاج اتم مزاج معتدل را