فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٣٩ - خصوصيات رئيس مدينه كَرامت و مراتب رياستهاى آن
در نظامى خاص و مراتبى معين مقرر مىدارد.
پس از اين برگزيدهترين مردم به نزد او كسى است كه بيش از همه او را تعظيم و تجليل كند، و در جلالت مقامش بيش از ديگران معاونت نمايد. بنا بر اين خود او هم مورد اكرام وى واقع مىگردد به اندازه اعطاء كرامت.
بنا بر اين دوست داران كرامت با وى معامله كرده به او اكرام مىنمايد تا بدين وسيله به اكرام خود بيفزايند، و او نيز بدانها اكرام روا مىدارد، و بنا بر اين ارباب مراتب هم مورد اكرام مادون خود مىباشند و هم مورد اكرام ما فوق خود.
البته اين نوع مدينهها از لحاظ ترتيبات و نظامات شبيه به مدينه فاضلهاند به ويژه آن گاه كه اين كرامتها و مراتب و طبقات براى افاده سود و سود زيادتر به آحاد مردم باشد، خواه آن سود، توانگر كردن مردم باشد، و يا افاده لذات يا چيزى ديگر از آنچه خواست منافع- جويانست.
اين نوع مدينهها بهترين نوع مدينههاى جاهليه است، مردم اين گونه مدينهها را ديگران (نه مردم خود آن) جاهليه نامند.
بايد يادآور شد كه محبت، كرامت و احترام هرگاه از حد بگذرد اين گونه مدينهها تبديل به مدينه جباران مىشود و به مدينه تغلب دگرگون مىگردد.
ويژگيهاى مدينه تَغَلُّبيَّه
مردم در مدينه تغلب در راه تحقق بخشيدن به چيرگيها و غلبتها به يكديگر معاونت مىنمايند. و اين وضع هنگامى پيش مىآيد كه همه مردم آن شيفته غلبه بر اقوام و ملل ديگر شوند، و البته هم در شيفتگى غلبه و هم در نوع آن و هم در چيزهائى كه مطمح نظر آنان واقع مىشود كه مغلوب خود گردانند متفاوت خواهند بود.
مثلا پارهاى از آنان ممكن است خواستار چيرگى بر خون مردم باشند و پارهاى ديگر خواستار غلبه بر مال مردم باشند و بخواهند اموال ديگران را صاحب شوند و بالاخره پارهاى ديگر تسلط بر نفوس ديگران را خواستار باشند تا آنها را برده خود سازند.
و به هر حال درين مورد مردم مدينه مراتبى دارند بر حسب عظمت و اهميت خواست هر يك از افراد كه شيفته غلبت بر امرى مهم و بزرگ باشد يا كوچك، خواست آن غلبت يافتن بر اموال آنها باشد يا بر خون آنها و يا بر روح و نفس آنها كه آنان را برده خود كند و يا اموال آنها كه از آنان بربايد و خود حيازت نمايد.
و به هر حال هدف و شيفتگى آنان در همه انواع چيرگيها خوار كردن و مقهور كردن ديگران است، و هدف اين است كه ملت مقهور نه مالك نفس خود باشد و نه مال خود و نه چيزى ديگر، و در همه امورى كه وى مىخواهد منقاد و مطاع و فرمانبردار وى باشد البته در آن چيزى كه به خاطر آن چيره شده است منقاد و مقهور او باشد و ازين جهت است كه هرگاه يكى از اين گونه افراد به